تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
شنوائى و بينائى ميفزايد پشت را محكم مىكند ، شيطان را گم و تباه مىكند ؛ قرب به خدا مىآورد و از شيطان دور مىكند .

8 - از اين امت نه چيز برداشته شده .

امام ششم فرمايد كه رسول خدا ( ص ) فرمود از امت من نه چيز برداشته شده است خطا و فراموشى و آنچه بر آن اكراه شوند و آنچه نميدانند و آنچه تاب آن را ندارند و آنچه بدان مضطرند و حسد و فال بد و وسوسه در آفرينش تا به زبان نياورده‌اند .

شرح -

مقصود اينست كه كارهائى كه داراى مؤاخذه و مسئوليتى است چون بيكى از اين عناوين واقع شود مؤاخذه و مسئوليت آن برداشته شده است مثلا شراب حرام است و نوشيدن آن حد شرعى دارد ولى اگر بطور خطا يا فراموشى يا از روى اكراه غير يا از روى اضطرار چون تشنگى و نبودن آب يا از روى ندانستگى بنوشد مؤاخذه و حدى ندارد و حسد و بد فالى كه در دل باشد و اظهار نكند گناهى ندارد و مقصود از وسوسه در آفرينش خيالات فاسدى است كه گاهى در خاطر مىآيد مثل اينكه خدا را كى خلق كرده يا كى خلق شده اين هم خيالاتى است شيطانى و تا به زبان نياورد گناهى و مسئوليتى مترتب نميشود .

9 - از نه چيز نهى شده .

امام سوم فرمايد ، چون پيغمبر ( ص ) خيبر را گشود كمان خود را خواست و بر دستهء آن تكيه داد و خطبه‌اى خواند خدا را ستود و ثناى او را گفت و گشايش و پيروزى بزرگى كه خدا به وى نصيب كرده ياد آور شد و از نه چيز غدقن كرد از مزد جنده و از نطفهء چهارپا يعنى اجرت نرى كه بماده ميجهانند و از انگشتر طلا و از بهاى سگ و از زينهاى ارغوانى ابو عدويه ( كه يكى از راويان اين حديث است ) گفته زينهاى سرخ و از پوشيدن جامه‌هاى قسى و آن جامه‌هائى بوده كه در شام بافته ميشده و از خوردن گوشت درندگان و از فروش طلا به طلا و نقره به نقره با اينكه يك طرف بيشتر باشد و از مطالعه در نجوم و ستاره‌شناسى .

شرح -

چون در قلعه‌هاى خيبر اين كسبها و اين كالاها موجود بوده و پس از تسخير آنها بدست مسلمانان اموالشان در تصرف مسلمين افتاد و ممكن بود كه اين اخلاق و اعمال زشت آنها در مسلمانان سرايت كند اين است كه پيغمبر اسلام اين احكام را به آنها گوشزد كرد و آنها را از ارتكاب اين امور كه
الخصال ( فارسى ) — صفحة 184 | الشيخ الصدوق / محمد باقر كمره‌اى