مثل : اصالة الصحّة كه عند الشك فى الصحّة و البطلان جارى است و مثل : اصالة عدم التزكية يا قاعدهء يد و قاعدهء سوق و . . . .
2 - برخى از اصول عمليّه هم در موضوعات و هم در احكام جارى مىشوند مثل : اصل برائت ، احتياط ، تخيير و استصحاب .
( * ) با توجه به تقسيمبندى فوق ، مقصود اصلى عالم اصولى ، بحث از اصول جارىشونده در كدام يك از شبهات است موضوعيه يا حكميه ؟
مراد اصلى دانشمند اصولى روشن نمودن وضع شبهات حكميه و بيان اصول جارىشونده در اين سرى شبهات است .
اما بحث از اصول جاريه در موضوعات و بيان حكم شبهه موضوعيّه مقصود اصلى دانشمند اصولى نيست و چنانچه صحبتى از آن پيش آيد استطرادى ( يعنى از روى مناسبت ) است .
( * ) سرّ اينكه بحث از اصول بايد در موضوعات و بيان حكم شبه مقصود اصلى اصولى نيست چه مىباشد ؟
سرّ مطلب اين است كه اصولى بحث مىكند از قواعد و قوانينى كه نتيجهء آنها در طريق استنباط حكم شرعى كلى واقع مىشود . لكن بحث از قواعد جزئيه و احكام خاصّه در حيطهء وظيفهء فقيه است نه اصولى .
( * ) چرا مجارى تمام اصول عمليّه منحصر در چهار امر است ؟
چون در موارد شك :
1 - يا اين است كه شكها داراى حالت سابقه يقينى است كه در مقام حكم شارع آن حالت سابقه را لحاظ نموده و اعتبار داده و به لحاظ آن ، حكم نموده است كه قسم مجراى استصحاب است .
2 - يا اين است كه شكها حالت سابقهء يقينى ندارد ( ابتدايى است ) يا اگر دارد ، شارع در مقام صدور حكم به آن توجه نكرده است . مثل : شك در مقتضى . حال شك در مقتضى خود از دو حال خارج نيست :
الف : يا اين است كه احتياط در چنين مواردى ممكن است مثل : جمع ميان ظهر و جمعه .
ب : يا اين است كه احتياط در چنين مواردى ممكن نيست .
قسم اول خود بر دو قسم است :
الف : يا اين است كه يك دليل عقلى يا نقلى دلالت نموده بر اينكه در اينجا احتمال عقوبت است و اگر در خلاف واقع بيفتى كيفر مىشوى .
ب : يا چنين دليل در كار نيست كه اين اصل مجراى اصالة البراءة است .
و اما قسّم دوّم : كه در آن احتياط ممكن نيست ، مجراى اصالة التخيير است .
بيان محقق نائينى صفحه 12 آن شرح .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 33
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٣