چكامه از زبان ملكوتى بيان صدوق رضوان اللَّه عليه
( سراينده سيادت )
حاصل عمر من خصال من است * عمر من نردهء كمال من است
طيران با دو بال علم و هنر * زين جهان ذروهء خيال من است
تا ابد در بهشت با ابرار * بهترين بزمگاه حال من است
پرنشاط است جان و هم تن من * جان جان قالب مثال من است
آن عزيمت كه نام آن مرگ است * فيض لب ريز ارتحال من است
شب هجران من برى طى شد * زين سپس موسم وصال من است
آنچه ميخواست شيعه آوردم * هر كسى تشنهء زلال من است
پى فكندم بناى مذهب و تا * سدرة المنتهى مقال من است
انظروا بعدنا الى الآثار * كز همه خوبتر خصال من است
گفتهام از عمل درخشان شد * چون فروزنده خور فعال من است
از دو جلد خصال توشه بچين * كاين ثمر بخش نونهال من است
وين هزاران حديث تاليفش * هم بتاييد ذو الجلال من است
حاوى علم كائنات الجو * اين دو شهكار بىمثال من است
از بن صخره تا باوج فلك * مسطر كلك بىملال من است
ويژه با ترجمان شيخ جليل * كو بكشف رموز بال من است
نيسان ار سفته اين در منظوم * اين از او نيست گفته مال من است
اوج نيك اخترى است اقبالم * آنچه فرخندگى است فال من است
باقى و راضيم چنو ؟ رضوان « 1 » با حساب دقيق سال من است
هامش
( 1 ) چون كه شيخ صدوق رضوان اللَّه عليه در 311 هجرى قمرى به دنيا آمده و اين عدد كه از ( 1368 ) موضوع شود باقى ميماند 1057 و به حساب جمل مىشود رضوان ( گل اين باغ دائما تازه است ) .