او وارد شوم يا در منزل او و خوراكش حاضر است و مرا بدان دعوت مىكند و اگر از آن نخورم به من بدبين شود و گويد فلانى روا نميداند از خوراك ما بخورد آيا رواست از خوراكش بخورم و يك صدقه بدهم ، و چه اندازه صدقه بدهم ، و اگر اين متصدى هديهاى به ديگرى بدهد و او مرا دعوت كند كه از آن بخورم و من ميدانم كه متصدى پرهيز ندارد از آنچه دارد آيا اگر چيزى از آن را بر گرفتم چيزى بر من باشد ؟ جواب درآمد كه اگر اين مرد مال راه معاشى جز آن وقف زير دستش دارد از خوراكش بخور و بخشش او را بپذير و اگر ندارد نه .
4 - كشى : بسندش از وليد بن صبيح كه نزد امام ششم رفتم و زراره كه از نزد حضرتش برميگشت با من روبرو شد و آن حضرت فرمود : اى وليد شگفت ندارى از زراره از كارهاى اينان ( حكومت مخالفان ) از من ميپرسد ، چه ميخواهد ؟ ميخواهد بگويم : نه ، و آن را از قول من روايت كند ، سپس فرمود : كى شيعه از اعمال آنها ميپرسيد همانا پرسش آنها از خوردن خوراك و نوشاكشان و در سايهشان بودن پرسش ميكرد ، كى شيعه از مانند اينها مىپرسيد .
5 - همان : بسندش تا زراره گفت : پرسيدم از امام باقر ( ع ) از بخشش كارمندان حكومت فرمود : باكى در آن نيست سپس فرمود : قصد زراره اين بود كه بهشام ( خليفه اموى ) برساند كه من اعمال سلطان را حرام ميدانم .
6 - اختصاص : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه ميفرمود : هر كه ما چيزى از كارمندى ظالمان را بر او حلال كرديم برايش حلال است زيرا امامان از خاندان ما اختيار بدانها داده شده پس هر چه حلال كنند حلال است و هر چه حرام كنند حرام است .
در همان : مانندش آمده .
7 - امالى طوسى : بسندش تا امير مؤمنان ( ع ) كه بيكى از شيعيانش فرمود : بكوش كه منافقى را بر تو حقى نباشد زيرا از طرف تو و او خدا عوض ميدهد و آن هم بهشت ، و مصطفى محمد عوض ميدهد بشفاعت ، و حسن و حسين هم از حوض جد خود .
باب هشتاد و چهارم رد ظلم از مظلومها ، و بردن حوائج مؤمنان نزد سلاطين
قرآن مجيد
( آيه 85 سوره النساء ) هر كه شفاعت به خوبى كند بمانندش بهرهاى دارد
اخبار باب
1 - خصال : در وصيت پيغمبر ( ص ) بابى ذر فرمود ( ص ) صحف ابراهيم همه مثل بود ( و