نامهء نخستين از قاضى سعيد است به فيض وعنوان آن در مجموعهء مكاتيب مزبور چنين است : « كتب الفاضل الطيب السديد ميرزا محمد سعيد إلى العارف الرباني العالم الإلهي في شهور سنة 1055 . . . » « 1 » .
دومين نامه پاسخى است كه فيض بدو داده است .
نامهء سوم نيز همان است كه قاضى پس از دريافت پاسخ فيض نوشته است .
در نقل متنها مواردى با ترديد خوانده شده كه با نشان سؤال ومواردى نيز خوانا نبوده است كه با نشان حذف مشخص شده است .
نامه 1 ( از قاضى سعيد به فيض كاشاني )
اين رقيمات پريشان وكلمات شكايت بنيان نه از مقولهء نامهپردازى اديبان است ( ؟ ) بلكه در حقيقت بر سياق عريضهاى است كه بيماران به اميد استعلاج به مسيحادمان نويسند وچارهء امراض خود طلبند . پس اگر به ذكر تفصيل جزئيات امراض . . . خوفا للاطناب نپردازند در بيان كليات أحوال بر سبيل اجمال وحوالهء استنباط جزئيات به حدس طبيب حاذق معذور خواهند بود . واگر با خواست ايجاز بىحواس بنابر عدم انتباه اطنابى واقع شود بر ضعف قوهء عاقله كه از أنواع امراض است حمل بايد فرمود . بعد از آن در مقام تداوى قوهء عاقله آمده ، به مقتضاى صواب نسخهء علاج - كه عبارت است از جواب - خواهند نوشت تا به بركت آن تشفى حاصل شود - إن شاء اللّه الحكيم - تا به حد تميز رسيده وگرفتار علايق جسماني ومشاغل دنيوي كه ظاهر است نشده ، نقد فرصت كه ذخيرهء أيام حساب ودستاويز راه نجات است نسبت به أمور ضروري كلى مصروف ( ؟ ) ، كه تقصير است در بازار با شايستگى سرمايه اسراف وتبذير .
زهى غفلت كه چشم از نقطهء اعتدال كه مردمك ديدهء استقامت أحوال است پوشيده داشت وخود را در همهء أمور از ندانستگى ، دانسته در معرض كشاكش افراط وتفريط انداخت . از نابلدى پاى بينش در سفر آغاز به انجام از سير بر خط مستقيم كه
هامش
- تصحيح اغلاط چاپى واعمال پارهاى اصلاحات نقل كردهايم .
( 1 ) . اين تاريخ قطعا اشتباه است چون قاضى در اين تاريخ حد أكثر هفت سأله بوده است . احتمالا اين خطا ناشى از اشتباه ناسخ است .