كسانى كه نزد او بودند پر ميگفتند در گفتگو پس از قرآن و تفسير به آنها ميگفت « أحمضوا » يعنى در گفتگوها و گزارشهاى انس آور وارد شدند و اصل آن از حمض در وصف گياه است كه چون ميوه شتر است ، و چون از خستگى آنها نگران ميشد و ميخواست آسايش كنند ميفرمود تا بسخنهاى خوشمزه و داستانها پردازند .
و از اين معنى است حديث زهرى كه گوش خسته مىشود و دل كامجو است يعنى خواهشها دارد مانند شتر كه حمض ميخواهد و آن هر گياه ترش مزه است گويند « احمضت الرجل عن الامر » يعنى مرد را از وضع خود برگردانيد و آن از باب « احمضت الابل » است كه چون شتر از چريدن خلّه كه گياه شيرين است خسته شود ميل بگياه ترشين كند و بدان گرايد .
27 - المحاسن ( 462 ) بسندى از امام ششم عليه السّلام كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله نگاه كرد به گوشتى كه بريره آورده بود و فرمود : چه شما را بازداشت از پخت آن و البته رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله گوشت دوست بود .
28 - و از همان ( . . ) بسندى از امام ششم عليه السّلام كه پدرم جز 70 درهم بجا نگذاشت كه براى خريد گوشت پس انداز داشت و از گوشت خوردن شكيبائى نداشت .
( بسند ديگر همين مضمون را آورده و پول را 30 درهم گفته ) .
29 - و از همان ( 463 ) بسندش از زراره كه با امام پنجم عليه السّلام 15 روز چاشت خوردم با خوراك گوشت و در همان بسند ديگر مانندش آمده .
30 - و از همان ( . . ) بسندش از زراره كه در ماه شعبان 15 روز با امام پنجم عليه السلام هر روز با خوراك گوشت چاشت خوردم و نديدم يك روزش روزه دارد .
بيان : افطار آن حضرت در شعبان براى عذرى بوده يا براى بيان جواز آن بوده .
31 - در محاسن ( . . ) بسندى تا امير المؤمنين عليه السّلام كه گوشتهاى گاو درد باشند .
و از همان : بسندى مانندش آمده .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 243
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٣