در «
الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
» بكشد ( 1 : 213 ) گفته : شتر گاو پلنگ : خوشخويست و دو دستش بلند و دو پايش كوتاه ، و دو دست و دو پايش هم پنجمترند و شكل دست و پا و سمش چون گاو است و دمش چون دم آهو ، در پاهاش زانو ندارد و زانوهايش در دستهاى او است ، و چون راه رود پاى چپ را پيش نهد و دست راست را بخلاف چهارپايان ديگر كه دست چپ را پيش نهند و پاى راست ، منش او دوستى و همدمى است و چون خدا دانست كه خوراكش از درخت است ، دو دستش را از دو پايش درازتر آفريده تا بتواند از درخت چرا كند ، گفتند : از سه جانور زائيده شود ، شتر وحشى و گاو وحشى و كفتار .
گويم : سخن كامل در اين باره آيد ان شاء اللَّه . . .
9 - در مناقب - 3 : 223 - از تفسير ثعلبى كه امام صادق از حسين بن علي عليهم السّلام آورده است ، چون كركس بنك كند گويد : آدميزاده زندهباش هر چه خواهى پايانش مرگ است .
كلاغ در قارقارش گويد : راستى دورى از مردم آسودگى دارد .
قنبره در بنگش گويد : بار خدايا لعنت كن دشمنان خاندان محمّد صلى اللَّه عليه و إله را و پرستو سوره حمد خواند و مد و لا الضالين را مانند قارى بكشد .
10 - در كافى 2 : 505 - : بسندش از سالم مولا ابان كه شنيدم امام ششم ميفرمود : هيچ پرنده شكار نشود جز براى غفلت از تسبيح ، و مالى آفت نبيند جز براى نپرداختن زكات .
11 - و از همان - 3 - : 415 - : بسندش از امام پنجم يا ششم عليهما السّلام كه خورشيدى به روزى نتابد بهتر از روز جمعه و سخن پرندهها در آن هنگام برخورد بهم ، سلام ، سلام روز خوش است ، باشد .
12 - در اختصاص - 136 - از ابن عباس كه در مجلس امير المؤمنين عليه السّلام بوديم و ناگاه شماره از عجمها آمدند و به دو درود گفتند و سپس گفتند آمديم