در كافى 6 : 223 - بسندى مانندش را آورده ( باندك اختلافى در تعبير ) و در آخرش گفته : رسول خدا مدّ داد «
وَ لَا الضَّالِّينَ
» را .
بيان : دميرى گفته : سنونو بضم سين و دو نون كه مفردش سنونوه است بخشى از پرستو است و از اين رو سنگ يرقان را سنونو گويند ، و در عجائب المخلوقات باشتباه آن را صنونو بصاد آورده و درستش با سين و منسوبست بنوعى از پرستوها .
در مختلف بنقل از كتاب عمّار بن موسى از امام صادق عليه السّلام گفته : فضله خطاف پاك است و خودش حلال گوشت است ولى مكروه است چون پناهنده است به تو و هر چه پناهنده شد آن را پناه بده ( ص 172 ) در تهذيب : بسندش مانندش آمده جز كه واژه خرء ندارد .
48 - و از همان ج 9 ص 21 - بسند پيش از عمّار از امام ششم عليه السّلام از مردى كه پرستو را در بيابان بدست آورد يا آن را شكار كند بخورد از آنها ؟ فرمود :
آن از خوردنيست و از گرگ كه خورده شود ؟ فرمود : نه حرام است .
بيان : شيخ از خوردنيست را بتعجب انكارى حمل كرده ، و آن بعيد است و بهتر حمل اخبار نهى است بر كراهت چنانچه بيشتر فقهاء گفتهاند .
49 - در تهذيب - ج 9 ص 21 - كه پرسش شد از امام ششم عليه السّلام از شقراق « سبزه قبا » فرمود : بخاطر مارها كشتنش مكروه است ، فرمود : روزى پيغمبر در راه بود و ناگاه شقراقى شيرجه رفت و از كفشش مارى بدر آورد .
بيان : بخاطر مارها ، يعنى آنها را مىخورد و سودى بزرگ دارد و از اين رو كشتنش بد است يا براى آنكه مار را از كفش آن حضرت صلى اللَّه عليه و إله برآورده و محترم شده ، يا براى اينكه مار مىخورد و زهرناك است ، و مقصود كشتن او است براى خوردن ، و يكم روشنتر است .
50 - در خرائج : از امام ششم عليه السّلام كه مردى پرستو را از او پرسيد فرمود : آزارش نكنيد كه آزارى ندارد و پرندهايست كه ما خانواده را