24 - در كافى - 6 ص 539 - : بسندى تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله كه يكور بر دواب ننشينيد و پشت آنها را مجلس نسازيد .
و در يك نسخه « لا تتوكئوا » است از تكيه زدن و گويا تصحيف باشد .
25 - در كافى - 6 : 540 فروع - : بسندى تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله كه بزنيدشان برم كردن و نزنيد بلغزيدن .
26 - در كافى : بسندش تا امام ششم عليه السّلام كه حق اينست كه سواره به پياده گويد راه بده .
و در نسخه ديگر است كه ستم است سواره به پياده گويد : راه بده .
بيان : در يك نسخه ديگر گويا سخن راويان كافى است ، و بسا از خود كلينى باشد و اختلاف نسخهها در اصل باشد و بهر طريق نسخه ديگر محمول بدان جا است كه سواره راه ديگر دارد و ميتواند عنان بدان گرداند ، و نسخه يكم بدين معنا است كه خوبست سوار به پياده دور باش دهد تا خود را از آسيب نگهدارد و مؤيد نسخه دوم است آنچه آيد ، و نسخه يكم در برخى نسخههاى كافى نيست گر چه روشنتر است .
27 - در خصال - 3 - بسندش از امام ششم عليه السّلام كه ستم است سواره بپياده گويد راه بده .
28 - در فقيه - 2 ص 191 - پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله فرموده : بارها را پس نهيد كه دو دست آويزانند و دو پا برجايند .
29 - در كافى - 6 ص 479 - : بسندى كه ابو الحسن عليه السّلام فرمود : از مردانگى اينست كه دواب كسى فربه باشند .
راوى گفته : شنيدمش ميفرمود : سه چيز از مردانگى است : آسايش دابه ، زيبا روئى مملوك ، اسب خوب .
30 - در مجالس صدوق و در فقيه - 4 : 5 ، در حديث مناهى است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله نهى كرده از زدن بر چهره بهائم ، نهى كرده از كشتن زنبور عسل و نهى كرده
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 155
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٥