( 5 ) الأشعار الفارسيّة
نيست اندر جبّهام الّا خدا * چند جوئي در زمين ودر سما
545
گر دلت بشكست دلبر مستي افزون كن كمال * كز شكست جام مجنون قصد ليلى ديگر است
68
كس صورتت نديده وبر هركه بنگرم * بينم كه صورت تو در آنجا مصوّر است
725
با مريدان آن فقير محتشم * با يزيد آمد كه : نك يزدان منم
545
مجموع [ ه ] كون را بقانون نسق * كرديم تصفّح ورقا بعد ورق
726
من درّ گرانمايه اين [ نه ] صدفم * من مادر دهر را گرامي خلفم
69
صد ره ز ملك بيش بعزّ وشرفم * يعنى سگ آستان شاه نجفم
69