زناشوئى دارند و بميرند ، و آنان همانند كه چون شغال و غول و مانند آنهايند .
84 - از يزيد بن جابر كه هيچ خانه مسلمانى نيست جز آنكه در سقفش خاندانى پريانند كه مسلمانند و چون چاشت بكشند فرو آيند و غذا خورند و چون شام كشند فرو آيند و شام بخورند .
85 - و از عكرمه بن خالد كه در اين ميانه كه در دل شب نزد زمزم نشسته بود چند تن با جامههاى سفيد كه بسفيدى آنها نديده بودم هرگز طواف كردند و چون فارغ شدند نزديكم نماز كردند و يكيشان رو بيارانش كرد و گفت : ما را ببريد تا از نوشابه نيكان بنوشيم ، و بزمزم در آمدند ، و گفتم به خدا كاش ميان آنان ميرفتم و از آنها پرسش ميكردم ، برخاستم و بدرون رفتم ، هيچ آدم نديدم .
86 - 6 : 44 در منثور و از زبير در قول خدا تعالى «
وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ
» اين در نخله بود كه رسول خدا نماز عشاء پسين را ميخواند و نزديك بود همه بر او بشورند .
87 - و از ابن مسعود كه فرو شدند بر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم و او در بطن نخله قرآن ميخواند و چون شنيدند گفتند : « خاموش باشيد و نه تن بودند و يكيشان زوبعه بود و خدا فرو آورد «
وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً
تا آخر آيه » 88 - از ابن عباس كه نه تن از اهل نصيبين بودند و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آنها را پيك عشيره خودشان نمود .
89 - و نيز از او است كه جن دو بار رو به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آوردند و از اشراف جن و نصيبين بودند .
90 - و از ابن مسعود كه پرسيدندش كجا رسول خدا بپريان خواند ؟ گفت :
درهاى بنام حجون .
91 - و از عكرمه است كه 12 هزار بودند و از جزيره موصل آمدند .
92 - و از صفوان بن معطل كه به حج رفتيم و چون بعرج رسيديم و بناگاه