خود ممكن است و قدرت خدا شامل كه آفريدگار او است و جادوگر ابزار كار و كاسب و بعلاوه مورد اجماع فقهاء است و همانا اختلاف در حكم آنست و وقوعش دليلها دارد .
1 - قول خدا تعالى « مىآموزند بمردم جادو را تا آخر آيه 102 - البقره » كه اشعار دارد باينكه در حقيقت ثابت است و مجرد اراده و ظاهر سازى نيست و اثر بخش در آن تنها خدا تعالى است .
2 - سوره الفلق كه جمهور مسلمانان اتفاق دارند كه در باره جادو كردن لبيد بن اعصم يهودى رسول خدا را صلى اللَّه عليه و آله نازل شده تا آنكه سه شب بيمار گرديده .
3 - روايت جادو كردن كنيزى عايشه را و هم ابن عمر را كه تا سه روز چلاق شده .
اگر گويند : در صورتى كه جادو اثر داشت به همه پيغمبران و نيكان زيان ميرسانيد و جادوگران پادشاه بزرگى ميشدند ، چگونه رواست پيغمبر جادو شود با اينكه خدا فرموده « و نگهدارت خدا از شر مردم 67 - المائده » و فرموده پيروز نشود جادوگر هر جا آيد » و كافران پيغمبر را متهم ميكردند كه جادو شده و معلوم است كه دروغ ميگفتند .
گوئيم ، جادوگر در هر زمان و در هر جا نيست و حكمش در هر آن و در هر چيز روا نيست ، پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله معصوم هست از اينكه مردمش نابود كنند يا در نبوتش رخنه اندازند نه از اينكه به دو زيانى رسد يا تنش دردى كشد ، و مقصود كفار از از اينكه مسحور است اين بوده كه بجادو ديوانه شده و كيش آنها را وانهاده اگر گويند در داستان موسى فرموده از جادويشان به خيال او آمد كه آنان ميشتابند ، و دليل است كه جادو حقيقت ندارد و همانا خيال افكنى است و ظاهر سازى .
گوئيم : رواست كه جادوى آنها چنين بوده با اينكه باز هم حقيقتى داشته
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 33
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٣