گفته گمان غالب اينست كه كره آتش پر از روحانيات است .
مسأله 4 [ در نام گذاشتن جن ]
در نام گذاشتن جن دو قول است .
يكم : اينكه جن بمعنى پوشيده است و بهشت را جنه گويند چون زمينش پوشيده از درخت است ، و سپر را جنّه چون آدمى را پوشاند ، و جن هم از ديده نهانند ، و جنون هم پوشنده خرد است ، و جنين هم در شكم مادرش نهانست و از آنست قول خدا تعالى « برگرفتند سوگندهاى خود را سپر » يعنى پرده عقيده فاسد خود ، و بنا بر اين بايد فرشتهها هم جن باشند چون به چشم نيايند جز اينكه گفته شود عرف آن را مخصوص پرى كرده .
دوّم : اينكه چون نخست دربانان بهشت بودند نام آنها جن شده و قول نخست اقوى است .
مسأله 5 [ در اختلاف جن و پرى ]
- بدان كه چهار تيره مكلفند : فرشته ، آدمى ، پرى ، و ديو ، و اختلاف دارند كه جن و ديو يك جنسند و حقيقت واحده دارند يا پرى يك نوع است و ديو نوع ديگر چون آدمى و اسب ، و گفتند پرى نيك و بد دارد و بد آنها را ديو و شيطان نامند .
مسأله 6 [ در رفتن پرى بدرون آدمى ]
- مشهور است كه پريان در درون آدمى روند و معتزله آن را منكرند و معتقدان چند دليل آوردند .
يكم : بنا بر اينكه پرى روح مجرد باشد در آمدنش در درون بمعنى تصرف او است در آن و اين دور نيست و اگر جاندار هوا منش لطيف نفوذ كن باشد كه شرح داديم نفوذش در درون آدميزاده دور نيست مانند جان و روان در تن انسان و جز آن .
دوّم : قول خدا تعالى : برنخيزند جز مانند كسى كه شيطانش ديوانه كرده از مسّ .
سوّم : قول آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كه شيطان مانند خون در تن آدمى روانست .