بيان : بسا كه پيغمبر در خواندن قل اعوذ لفظ قل را نميگفت و يا اينكه خوبست پس از قرائت
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ
آن را بىلفظ قل تكرار كرد ، و براى هر كس اين خوبست چنانچه طبرسى رحمه اللَّه در ( 10 : 571 ) مجمع از امام ششم عليه السّلام روايت كرده كه چون بخوانى
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
بگو : در دلت
أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
يعنى پناه برم بپروردگار سپيده دم و چون بخوانى :
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ
بگو در دل خود پناه برم بپروردگار مردم .
100 - در تفسير - 744 - : بسندى از ابن عباس در قول خدا «
مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ
» مقصود شيطانست كه بر دل آدميزاده است و خرطومى مانند خوك دارد و او را وسوسه كند كه رو كند به دنيا و آنچه خدا دوست ندارد و چون ياد خدا كند پس نشيند و ناپديد شود ، خدا فرموده « آنكه وسوسه كند در دل مردم » و سپس خبر داده كه از پرى و آدمى هر دو است و فرمود از جن و آدمى . . .
101 - در علل - 234 - : بسندى تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه چون خدا عزّ و جلّ بآدم و زنش فرمان داد به زمين فرو شوند و ابليس هم بىهمسر فرو شد و مار هم بىهمسر ، نخست كسى كه با خود لواط كرد ابليس بود و نژادش از خودش بر آمدند و همچنين مار و نژاد آدم از همسرش بود ، و به او گزارش داد كه اين دو دشمن آنهايند .
102 - و از همان ( 234 ) : بسندى از يكى دو امام عليه السّلام در گفته لوط «
إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِينَ
28 - العنكبوت » كه ابليس در صورتى زيبا و خوش پوش زنانه نما نزد آنان آمد ، و بجوانان آنها پيوست و آنها را واداشت تا به دو افتادند و اگر از آنها خواسته بود كه بر آنها افتد نپذيرفتند ، ولى خود را پيش داشت و چون به او افتادند لذت بردند و آنگاه آنها را رها كرد و رفت و بهمدگرشان حوالت كرد .