ضابطهاى كه گفتيم واردند « و نويد ندهدشان شيطان جز بفريب » زيرا دعوت او بيكى از سه چيز است : شهوترانى ، خشم و انتقامستانى ، و جاهطلبى ، و اينها نه خداشناسى آرند و نه خدمتى بدرگاه او باشند و نكوهش فراوان دارند .
1 - اينها در واقع لذت نيستند و همان جدا شدن از دردند .
2 - اگر هم لذت باشند پستند و همكارى با سگها و كرمها و چسنهها .
3 - زود گذر و نابودشونده .
4 - بدست آمدن آنها رنجهاى فراوان و سختيهاى جانستان دارد .
5 - كامجوئى فرج و شكم همراه رطوبتهاى گند آورند .
6 - بر جا نمانند ، مرگ ، پيرى ، ندارى ، افسوس از دست رفتن ، بيم از مرگ جلوگير آنهايند و اين مطالب گرچه به ظاهر لذت دارند ولى دچار اين آفاتند و مخافات بزرگ و تشويق بدانها فريب است .
«
إِنَّ عِبادِي
» يعنى همه بندگانم يا خصوص اهل فضل و ايمان چنانچه گذشت «
وَ كَفى بِرَبِّكَ وَكِيلًا
» چون توانائى شيطان مايه نگرانى انسانست خدا او را به خود وابسته و دلدارى داده كه از او نگهدارى مىكند و كيد شيطان را دفع مينمايد ، و دلالت دارد كه معصوم كسى است كه خدا او را نگهدارد ، و آدمى خودش نتواند از مواقع گمراهى كنار باشد ( 21 : 5 - 9 تفسير رازى ) در « انه
كانَ مِنَ الْجِنِّ »
گفته مردم را در اين مسأله چند قول است :
1 - شيطان از فرشتهها بود و جن هم بود ، چون يك تيره فرشتهها را جن نامند كه خدا فرموده « و ساختند ميان او و جن نژاد : 185 - الصافات » و هم فرموده « و ساختند براى خدا شريكانى از جن ، 100 - الانعام » بعلاوه پرى را جن گويند چون نهان از ديده است و فرشتهها همچنين باشند و در جن داخلند و وجه سوم اينكه شيطان دربان بهشت بوده و او را جنى گفتند يعنى وابسته به جنت مانند كوفى و بصرى .