بوجود پرى و ديونه خلاف خرد است و نه خلاف دليل و اصرار بر انكارش همانا در اثر نادانى و كم هوشى است .
و چون امكان وجود شياطين بطور كلى روشن شد سزاوار است كه بگوئيم فرشتهها از نور آفريدهاند و شياطين از دود و شراره چنانچه خدا فرموده « و جان را از اين پيش از آتش زلال آفريديم ، 27 - الحجر » و اين سخن نزد فلاسفه ديرين مشهور است و خردمند را نسزد كه آن را از صاحب شريعت ما صلوات اللَّه عليه نپذيرد پايان .
بيضاوى در 1 : 634 - تفسيرش گفته :
« فَلا تَلُومُونِي »
سرزنش نكنيدم بوسوسه كردن شما چون كسى كه اعلام دشمنى كرده بدين چيزها سرزنش ندارد « و خود را سرزنش كنيد » كه دعوت مرا پذيرفتيد و در برابر دعوت من از پروردگارتان فرمان نبرديد ، من نتوانم بفرياد شما برسم از عذاب و شما نتوانيد بفرياد من برسيد من به بتپرستى شما كافرم و از آن بيزارم امروزه . . .
و در قول خدا «
وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ
» گفته : يعنى نتوانند بدان برايند و اهل آن را وسوسه كنند و اثرى در كار آنها داشته باشند و بر حالشان آگاه شوند جز آنكه خبر دزدى كنند و از آسمانيها بمناسبت هم گوهرى خبرى بربايند يا از اوضاع و حركات كواكب چيزى بفهمند ، و از ابن عباس است كه از آسمانها ممنوع نبودند و چون عيسى زاد از سه آسمان محجوب شدند ، و چون محمّد صلّى اللَّه عليه و آله زاد از همه آسمانها بوسيله شهاب ممنوع شدند ، و وجود شهاب پيش از زايش در آن زيانى ندارد زيرا بسا اسباب ديگر دارد .
و گفتند مقصود اينست كه ولى هر كه استراق سمع كند بدنبال او است شهابى روشن براى هر بينا .
شهاب شعله فروزان آتش است و به اختر و نيزه هم گويند كه درخشش دارند 1 : 645 - 646 - و رازى - 19 182 - تفسيرش در
« إِلَّا إِبْلِيسَ »
گفته : اتفاق دارند كه ابليس