و دل دادن به شهواتست .
( و پس از نقل تفسيرى از بيضاوى ( 1 : 417 ) گفته است كه ) رازى در - 12 :
31 - 33 تفسيرش گفته است پس از ذكر برخى از اين وجوه كه حكماى اسلام وجوه ديگرى در تفسير اين آيه ذكر كردند .
1 - كه اشرف و اقواى اين وجوه است اينست كه در تن چهار نيرو است كه مايه سعادات روحانيند .
اول نيروى خيال كه صور محسوسات و نمونههايشان در آن فراهم شوند و آن در درون پيشين مغز است و صور محسوسات از جلوش در آن درآيند ، و بدان اشاره كرده كه گفته «
مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ
» .
دوم قوه وهميه است كه در غير محسوس حكم كند بمناسبت امور محسوسه و جايش بطن پسين مغز است
« وَ مِنْ خَلْفِهِمْ »
اشاره به آنست .
سوّم شهوتست كه در كبد است و در سمت راست تن است ، و چهارم نيروى خشم كه در بطن چپ دل است و اين چهار نيرو است كه از آنها پديد شود احوالى كه مايه زوال سعادت معنويست ، و شياطين برون تا بيكى از اينها كمك نشوند نتوانند كسى را وسوسه كنند و از اين رو چهار سو را ياد كرده و اين وجه حقيقى شريفى است .
2 - مقصود از اينكه از برابر مىآيد شبهه انگيزى در تشبيه است در ذات و صفات خدا چون شبهههاى مجسمه ، و يا در افعال چون شبهههاى معتزله در باره عدل و بيم و حسن و قبح و از اينكه از پس آيد شبهههاى معطله است كه منكر خدا باشند نخست براى اينست كه آدمى موجودات جسمانى و حالات آنها را در برابر خود بيند و خداى ناديده را بدانها بسنجد و مانند كند و بنا بر اين بايد
« مِنْ خَلْفِهِمْ »
كنايه از بىمبدئى باشد كه خلاف آنست و مقصود از آمدن از سمت راست تشويق به ترك واجباتست و آمدن از سمت چپ تشويق در