شمارد كه بد است چون عقل از آن غمين شود و هرزهگى است چون شرع آن را بد شمرده و زشت دانسته و گفتند سوء همه قبائح باشد و هرزگى كبائر فزون از اندازه .
و گفتند يكم آنست كه حدى ندارد و دوم آنكه در شرع حدى دارد رازى در ج 5 : 4 ط مصر تفسيرش گفته : بدان كه فرمان و وسوسه شيطان همان خاطرههاى دل ما است و مردم در باره آنها چند وجه گفتند :
1 - مايه اينها چيست ؟ برخى گفتند كلماتيست نهانى ، فلاسفه گفتند تصور و تخيل سخن است چون صورتى كه در آينه نقش بندد ، زيرا اين صور تا اندازهاى مانند چيزها است گرچه از هر جهت مانند نيستند ، و بسا اعتراض شود كه صورت خيالى اين كلمات مانند حروفند يا نه ؟ در صورت يكم خود حروفند و همين مىشود كه اينها اصوات و حروف نهانيند و اگر نه اصلا حروف نيستند و آنچه من در خود يابم اينست كه حروف و اصواتى منظمند مانند سخن خارجى ، و عربى در دل خود به همان عربى سخن دارد و عجمى بعجمى و خاطره اين حروف مانند خارج بدنبال همند و ثابت شود كه خاطرهها حروف و كلمات نهانند .
2 - اين خاطرهها كار كيست .
بنا بر اصل مسلم ما كه هر پديده كار خداست جواب روشن است .
ولى معتزله كه اين اصل كلى را نپذيرند چنين نگويند و بعلاوه متكلم نزد آنها سخن ساز است و اگر سخن ساز خاطرهها همه خدا باشد با اينكه دروغ هم دارند لازم آيد كه خدا بدان موصوف شود و خدا از آن برتر است و نميشود گفت سخن ساز درونى خود بنده است زيرا بسا از آنها بدش آيد و تلاش كند كه نباشند و نميشود بلكه بدنبال هم آيند و بايد ديگرى آنها را بسازد كه فرشته است يا شيطان و شايد آنها در پايان مغز يا دل سخن سازى كنند تا آنجا كه اگر كسى سخت كر باشد آنها را بشنود .
و اگر گوئيم سخن فرشته يا شيطانست و اينها به خود وجود دارند و لا مكانند
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 110
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١١٠