تشريح المسائل
* مراد از عبارت ( و امّا الغرق الّذين اشار إليهم . . . ) چيست ؟
گروه چهارم روات در تقسيم شيخ طوسى ، از جمله : مجبّره ، مفوّضه ، مشبّهه ، مجسّمه ، غلاة و . . .
غيره مىباشد .
* پاسخ شيخ راجع به گروه مذكور چيست ؟
اين است كه : اوّلا اينگونه نيست كه هر محدثى كه ناقل احاديث باب جبر و تفويض است ، معتقد به آنهم بوده باشد ، شايد به جهت ذكر همهء احاديث آنها را جمعآورى كرده باشد .
ثانيا : سلّمنا كه خود آنها نيز چنين اعتقادى داشته باشند ، ما به روايات آنها مع الضميمة عمل مىكنيم و نه منفردا .
* آيا اشكال مورد نظر دوباره در اين پاسخ شيخ طوسى عود نمىكند ؟
چرا و بهتر است كه در اينجا همان جواب اوّل از گروه سوم داده شود ، يعنى گفته شود كه ما به روايات راويان موثّق يعنى ( متحرّز از كذب ) عمل مىكنيم .
* آنوقت عدالتى را كه شيخ در راوى شرط مىداند چه مىشود ؟
عدالتى را كه ايشان در راوى شرط مىداند ، غير از عدالتى است كه در شهادت لازم است .
* دليلتان بر مدّعاى فوق چيست ؟
مطلبى است كه در حاشيهء معالم ( ص 201 ) به نقل از ملا صالح مازندرانى آمده است كه :
المستفاد من كلام الشيخ فى العدّة ، انّ العدالة المعتبرة فى الرّواية ، غير العدالة المعتبرة فى الشّهادة ، فانّه قال الرّاوى ان كان مخطئا فى بعض الاقوال او فاسقا فى بعض افعال الجوارح و كان ثقة فى روايته متحرّزا فيها عن الكذب فانّ ذلك لا يوجب ردّ خبره و يجوز العمل به ، لانّ العدالة المطلوبة فى الرّواية حاصلة و انما الفسق با افعال الجوارح يمنع من قبول شهادته و ليس بمانع من خبره .
* حاصل هفتمين اشكال بر مدّعاى شيخ طوسى چيست ؟
اين است كه : بله بزرگان شيعه به اخبار كتب معروفه عمل كردهاند ، لكن مجرّد عمل ، معيار و دليل بر حجيّت خبر واحد نيست . چرا ؟ زيرا كه در باب عمل دو چيز معتبر است : 1 - اصل العمل 2 - وجه العمل . حال در مسئلهء مورد بحث ما وجه العمل معلوم نيست ، چرا كه شايد عمل اصحاب به اخبار مزبور به خاطر تواتر آنها و يا وجود قرائن قطعيّه در كنار آنها يا حجّت دانستن خبر واحد بوده باشد و هكذا من الاحتمالات . و لذا : إذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال ، پس شما نمىتوانيد در اثبات حجيّت خبر واحد به عمل الاصحاب تمسّك نمائيد .