تشريح المسائل
* ما به الامتياز عوام يهود از عوام شيعه را از نظر امام صادق بنويسيد ؟
عوام يهود از علماء فاسق و تبهكار تقليد كرده و احكام دينشان را از آنان مىگرفتند ، عالمانى دين به دنيافروش بوده ، به صراحت دروغ مىگفتند ، احكام الهى را به خاطر تمنّاى ديگران و يا به خاطر نسبتها و واسطهها تغيير مىدادند ، از حرام پرهيز نداشتند ، اهل رشوه تعصّب و لجاجت بودند و به خاطر همين لجاجت منكر نبوت شدند ، در حالى كه به قول قرآن :
جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ
و باز به قول قرآن :
يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ *
. ولى عوام شيعه از فقهاء با تقوى و پرهيزگار و انسانهاى عادل و وارسته تقليد مىكنند . در نتيجه : عملكرد عوام يهود مذموم و لكن شيوهء عوام شيعه مقبول است .
* ما به الاشتراك عوام يهود با عوام شيعه از نظر امام صادق چيست ؟
اين است كه چنانچه عوام شيعه همانند عوام يهود از عالمان فاسد و فاسق تقليد نمايند ، يعنى از كسانى كه منافع فردى خود را بر مصالح دين و جامعه مقدّم مىدارند و حريص بر دنيا هستند تقليد كنند ، آنها نيز عملشان مذموم است .
* چه كسانى از نظر امام صادق صلاحيّت حمل حديث و صدور فتوى دارند ؟
كسى كه حافظ نفسش و نگهدارندهء دينش و مخالف با هوايش و پيرو امر مولايش باشد ، صلاحيّت نيابت آن حضرات را داشته و بر عوام است كه از چنين كسى تقليد نمايند .
* پس مراد از عبارت ( من ركب من القبائح و الفواحش . . . الخ ) چيست ؟
از اينجا روى سخن با روايت و نقل حديث است و حال آنكه تا به اينجا بحث از تقليد و فتوا بود . و لذا حضرت مىفرمايد :
روايات مخلوط شده و صدق و كذب با هم درآميخته است و روايات بسيارى به دروغ و جعل به ما نسبت داده شده است .
* روات از نظر امام در اين حديث به چند گروه تقسيم شدهاند ؟
به چهار گروه :
1 - راويانى كه حديث را به درستى از ما شنيده و با حفظ امانت ، آن را بدون كم و كاست ، در اختيار شيعيان ما مىگذارند . مثل زرارهها و . . . كه اين فقره از متن ( فأمّا من كان من الفقهاء ) به دست مىآيد كه اينان روايتشان مقبول است .
2 - كسانى كه حديث را از ما مىشنوند ولى از روى جهالت و كمذهنى و عدم ضبط ، حديث را به