الموت ، خدا عزّ و جلّ فرمايد : اى ملك الموت به همه بندههايم و پيغمبرانم و رسلم مرگ را چشاندى ، در علمم گذشته - من داناى هر نهانم - كه هر چيزى نابود است جز ذات من ، اكنون نوبت تو است - گويد معبودا ، سيدا رحم كن ببندهات ملك الموت كه ناتوانست ، خداى عزّ و جلّ فرمايد : اى ملك الموت دست راست زير گونه راست بنه ميان بهشت و دوزخ و بمير .
س 217 - پدر و مادرم بقربانت يا رسول اللَّه ميان بهشت و دوزخ چند است ؟
ج : 30 هزار سال بسال دنيا - ملك الموت به سمت راستش بخوابد و دست راست زير گونه راست خود نهد و دست چپش را بر چهره خود ، و فريادى كشد كه اگر همه اهل آسمانها و زمين زنده بودند از هول آن بمردند ، راست گفتى .
س 218 - بفرمائيد خدا با آسمانهانى كه ساكنانش مردند چه كند ؟
ج : مانند كاغذ سند آنها را بهم نوردد ، سپس فرمايد : جل جلاله و تقدست اسمائه لا إله غيره ، و لا معبود سواه - كجايند شاهان ، كجايند شاهزادگان ، كجايند زورگويان و زورگوزادگان ، كسى پاسخ ندهد ، فرمايد امروز پادشاهى كرا است ؟ كسي پاسخ ندهد و خود به خود گويد : پادشاهى از آن يگانه قهار است ، امروز هر كسى بسزاى خود رسد ، امروز ستم نيست ، چون كه خدا زود به حساب رسد ، راست گفتى اى محمّد .
س 219 - به من بگو : خدا خلق مرده را در قيامت چگونه محشور كند .
ج : نخست خدا اسرافيل را زنده كند و او نخست پاسخگوى خدا است از خدمتكارانش و صور دار است ، و خدا عزّ و جلّ به او فرمايد تا در صور بدمد .
س 220 - بگو اسرافيل در صور چه گويد ؟
ج : گويد : اى استخوانهاى پوسيده ، اندام پراكنده ، مويهاى ريخته ، بشتابيد براى سان برابر خدا پادشاه جبار آفريننده آسمانها و زمين و بدمد در صور بار ديگر بناگاه همه بر پا و نگرانند .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 237
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣٧