بلخ ، راست گفتى اى محمّد .
س 183 - بگو به من از چيز ناچيز ، چيز پاره چيز ، چيزى كه از آن چيزى نابود نشود ؟
ج : چيز ناچيز دنيا است نعمتش برود و اهلش بميرند و پرتوش خاموش شود چيز پاره چيز ، وقوف خلائق در يك زمين كه پاره چيزيست ، چيز نابود نشدنى بهشت و دوزخ كه نعمت آن و عذاب اين نابود نشوند ، هر كه گويد نعمت بهشت تمام شود و عذاب دوزخ بگذرد به خدا از هر جهت كافر است راست گفتى اى محمّد .
س 184 - به من بگو چيست كوه قاف و جلوش چيست .
ج : پشتش زمينى طلا و 70 زمين نقره و 7 زمين مشك است .
س 185 - ساكنان اين زمينها كيانند ؟
ج : فرشتهها .
س 186 - درازا و پهناى آن زمينها چه اندازه است ؟
ج : درازى هر كدام 10 هزار سال و هم پهنايش راست گفتى .
س 178 - پشت آنها چيست ؟
ج : حجاب باد .
س 188 - پس آن چيست ؟
ج : وضعى گرد جهان كه همه تسبيح خدا گويند راست گفتى اى محمّد .
س 189 - بگو كه اهل بهشت بخورند و بنوشد و غائط و بول ندارند ؟
ج : آرى ، نمونه آنان در دنيا بچه شكمى است كه بخورد و بنوشد از آنچه مادرش مىخورد و مىنوشد و بول و غائط ندارد و اگر داشت شكمش ميشكافت راست گفتى اى محمّد س 190 - بگو : نهرهاى بهشت چيستند .
ج : شيرى كه مزه نگرداند ، مى با عسل آب كرده ، آب بىتهنشين ، راست گفتى اى محمّد
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 232
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣٢