تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
كند » يعنى مردمش پاك مسلمان ميشوند و بدهاى آنها را از ميان ميروند و نيكان ميمانند و بر آن شكيبا نماند جز صميمى و مغزدار پس چون كوره آهنگريست كه پليدى و چرك را نابود كند و آهن و قلع پاك را بجهاند ، و اين هم مجاز است ، و اين خبر بلفظ ديگر هم رسيده كه عمر بن عبد العزيز ذكر كرده گفته ، شنيديم از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه فرمود : مدينه پليد مردان را نابود كند چنانچه كوره آهنگرى پليدى آهن را و معنى در هر دو تعبير يكى است . 51 - در كتاب جعفر بن محمّد بن شريح ، بسندى از ابن عباس از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه چون مردمى از يمن به او وارد ميشدند ميفرمود ، مرحبا بهم تيره‌هاى شعيب و احبار موسى . 52 - و از او كه تا پيغمبر رسانده ، فرمود ، حضرموت بهتر از حارثيين باشند . 53 - بسندى از عبد اللَّه بن وليد كه وارد شديم بر امام ششم عليه السّلام و به او سلام داديم و برابرش نشستيم فرمود چه كسانى باشيد ؟ گفتيم از اهل كوفه ، فرمود : هيچ شهرى مانند كوفه دوستدار ما نيستند و سپس اين گروه شيعه ، راستى خدا شما را براهى هدايت كرده كه مردم آن را ندانند ، شما ما را دوست داريد و مردم ما را دشمن دارند ، شما ما را باور داريد و مردم ما را دروغ شمارند ، شما پيرو ما هستيد و مردم مخالف ما هستند ، خدا زندگى شما را زندگى ما سازد ، و مردن شما را مردن ما - الخبر - 54 - در مجالس شيخ : بسندى از زريق خلقانى كه روزى نزد امام ششم بودم و دو مرد از كوفه از ياران خودمان بر او وارد شدند و فرمود : آنها را ميشناسى ؟ گفتم : آرى از دوستان شمايند ، فرمود : آرى ، سپاس خدا را كه بزرگان دوستانم را در عراق نهاده است . 55 - در روايتى به خط شيخ محمّد بن على جبائى سند باصبغ بن نباته رسانده كه در غزوه صفين همراه امير المؤمنين عليه السّلام بودم كه بر تپه‌اى ايستاد و اشاره به نيزارى نمود ميان بابل و آن تلّ و فرمود : شهريست . چه شهرى ؟ گفتم : مولايم مى بينم نام شهرى ميبرى ، آيا آنجا شهرى بوده كه آثارش از ميان رفته ؟ فرمود : نه ، ولى