تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
فرو برده ، چهارشنبه خدا أيوب را گرفتار بردن مال و فرزند كرده . چهارشنبه يوسف عليه السّلام به زندان رفته ، روز چهارشنبه خدا عزّ و جلّ فرموده « راستى ما آنها را و قومشان را نابود كرديم ، 51 - النمل » روز چهارشنبه صيحه آنها را فرا گرفته ، روز چهارشنبه ناقه را پى كردند ، چهارشنبه سنگ سجيل بر آنها باريد ، چهارشنبه سر پيغمبر شكسته و دندانهاى پيشين او شكسته شدند ، روز چهارشنبه عمالقه تابوت را گرفتند . صدوق - ره - گفته : هر كه روز چهارشنبه ناچار از سفر باشد ، يا خونش بجوشد رواست كه سفر كند و حجامت كند و بر او شوم نباشد بويژه اگر به قصد مخالفت با بدفالان باشد ، و هر كه از مسافرت بىنياز و از خون گرفتن بىنياز باشد اولى ترك هر دو است . بيان : بسا كه گذاشتن در منجنيق در خبر روز به آتش انداختن باشد و بسا در يك روز باشند ، و روز چهارشنبه خدا گفته : يعنى در باره آن گفته و آن داستان صالح و قوم او است ، همچنان صيحه عذاب آنهاست و آن منافات دارد كه پى كردن شتر هم چهارشنبه باشد ، زيرا ميان آن و عذاب 3 روز بيش نبوده ، جز اين كه مقصود توطئه براى آن باشد ، و نيز شكستن سر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بقول مشهور مفسّران و مورّخان روز شنبه بوده ، و اين مايه ضعف روايت است ، محاق آخر ماه يا سه روز از آخر ماه است . 2 - در خصال ( 28 ) : بسندش از برخى اصحاب ما كه : روز چهارشنبه نزد امام دهم عليه السّلام رفتم و او حجامت ميكرد ، گفتم أهل حرمين از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كنند كه هر كه روز چهارشنبه حجامت كند و پيس شود سرزنش نكند جز خود را فرمود دروغ ميگويند همانا اين به كسى رسد كه مادرش در حيض به او آبستن شده . 3 - و از همان : بسندش از عبد الرحمن بن عمرو بن اسلم ( ترجمه اين روايت گذشت ) در حديث 1 - باب 16 . 4 - و از همان : بسندش از محمّد بن احمد دقّاق گفت : به امام هفتم نوشتم و پرسيدم