نيست جز تو بلكه تو را دروغگو دانيم و در ساعتى كه غدقن كردى برويم .
بيان : روايت شده كه اين گوينده عفيف بن قيس برادر اشعث بوده كه ستارهشناسى ميكرده « هر كه تو را باور دارد در اين عقيده قرآن را دروغ شمرده » چون مدّعى علمى شده كه قرآنش مخصوص خدا دانسته زيرا ظاهر قول خدا ( عنده ) اختصاص است به دو ، اگر اعتراض شود كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله و ائمه عليه السّلام در بسيارى از جاها به اين پنج خبر دادهاند و پيشگوئى كردند و چطور مىشود ؟ گوئيم مقصود اينست كه كسى از پيش خود نميداند و پيشگوئى آنها بوحى از خدا بوده و بتعليم پيغمبر بائمّه عليه السّلام بوحى خدا . نگويند كه علم نجوم هم وحى خدا است به پيغمبران چنانچه در اخبار آيد كه اصل آن چنين بوده و چگونه تصديق منجم تكذيب قرآن است ؟ چون گوئيم آنچه از اخبار برآيد اينست كه نوعى از اين علم حق است و پيغمبران و اوصياء آن را ميدانستند ، و امّا آنچه در دست مردم است درست نيست چنانچه ما بيانش خواهيم كرد .
5 - در خصال : بسندش از أبى الحصين كه شنيدم امام ششم ميفرمود :
پرسش شد از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم از ساعت فرمود : هنگامى كه مردم به نجوم ايمان آرند و تقدير را دروغ شمارند ( خصال - 30 ) بيان : اشاره دارد كه ايمان بنجوم متضمن تكذيب بتقدير است .
6 - در خصال ( 105 ) بسندش از على عليه السّلام كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمود :
چهار چيز پيوسته در امّتم باشند تا روز قيامت ، فخر بحسب ، طعن در نسب ، و باران جستن از نشانه ستارهها ، و نوحهگريها بر مردهها ، زن نوحهگر اگر پيش از مرگش توبه نكند ، روز قيامت با پيراهنى از قطران محشور شود ، و جبهاى از گرى در تن خود .
بيان : آب جستن از ستارهها بعقيده اينكه اثر دارند در فرود آمدن باران .
7 - در خصال ( 35 ) بسندش از امام چهارم عليه السّلام كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله نهى
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 192
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٢