و نموديم روز را معاش و ساختيم بر فراز شما هفت آسمان سخت و نهاديم چراغى فروزان .
33 - التكوير ( 1 - 18 ) چون كه خورشيد تيره گردد * و چون كه اختران تار شوند - تا فرموده - سوگند بشب چون تاريكيش شود برود * و به بامداد چون بدمد .
34 - الفجر ( 1 - 3 ) سوگند بسپيدهدم و شبان دهگانه * و بشفع و وتر و بشب چون در گذر است .
35 - الشمس ( 1 - 4 ) سوگند به خورشيد و تابشش * و به ماه كه دنبالش باشد * و بروز چون جلوه كند * و بشب چون فرو گيرد .
36 - الضحى ( 1 ) سوگند به نيم روز و شب كه چون پرده آويخت .
37 - الفلق ( بگو پناه برم به پروردگار سپيدهدم * از شر هر آنچه آفريده * و از شرّ تاريكرو چون فرو شود ) .
تفسير :
« و پرسندت از ماههاى نو » بيضاوى ( در ج 1 ص 140 ) تفسيرش گفته : معاذ بن جبل و ثعلبة بن غنم از او پرسيدند ، چرا ماه نو مانند رشتهاى باريك برآيد سپس بفزايد تا تمام گردد و باز پيوسته بكاهد تا چون آغاز باز آيد ، و نازل شد « براى وقتشناسى مردم و براى حج » آنها از حكمت اختلاف حال ماه پرسيدند و خدا پاسخ داد حكمت روشن آن رعايت وقتشناسى مردم و رعايت وقت اداء و يا قضاء حج است و در ( ج 1 ص 200 ) در تفسير ( فرو برى شب را در روز ) گفته فرو بردن شب و روز در يك ديگر باينست كه دنبال همند يا فزون و كم شوند .
و در ( ج 1 ص 392 ) گفته : در «
فالِقُ الْإِصْباحِ
» يعنى شكافنده عمود سپيده از تاريكى شب يا از روشنى روز شكافنده تاريكى بامداد . . . « و شب را آرامش ساخت » كه از رنج روز در آن بآسايش شوند يا مردم بمسكن خود روند و اين كار پيوسته باشد در هر زمانى ، و خورشيد و ماه را دوره دوره گردش داد تا وقت را شمار كنند و اندازه آنها را مضبوط نمود و در قول خدا
يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ
در ( ج 1 ص 325 )