جاى نماز خود رود و برگردد و جامه در بر ندارد ( 1 ) و ديدى دل مردم سختشده و ديده آنها خشگيده و ياد خدا بر آنها گرانست و ديدى حرام خوردن پديدار است و در آن رقابت كنند و ديدى كه نمازگزار براى خودنمائى بمردم نماز ميخواند و ديدى مسئلهدان و فقيه دين براى جز دين مسأله مىآموزد و دنيا و رياست ميجويد و ديدى مردم بدنبال هر كسند كه پيروز باشد و ديدى آنكه حلال جويد نكوهش و سرزنش شود و طالب حرام ستايش و تعظيم دارد و ديدى در حرمين كارى كنند كه پسند خدا نيست و كسى جلوشان را نگيرد و احدى ميان آنها و كردار زشت آنها حائل نشود و ديدى در حرمين ( مكه و مدينه ) اسباب لهو ( چون تار و طنبور ) پديدار شد و ديدى مردى كه به حق سخن گويد يا امر بمعروف و نهى از منكر كند كسى نزد او به پا شود و او را اندرز دهد كه اين تكليف تو نيست و ديدى مردم با هم هم چشمى كنند و بمردم بد اقتداء كنند و ديدى روش خير و راه آن تهى است و كسى از آن گذر نميكند و ديدى مرده را بباد مسخره گيرند و احدى از او در هراس نيفتد و ديدى در هر سال شر و بدعت بيش از سال گذشته است و ديدى مردم و مجلسها پيروى نكنند جز از توان - گران و ديدى بگدا اعطا دهند در برابر اينكه به او ميخندند و براى جز خدا به او ترحم مىشود و ديدى نشانههاى آسمانى باشد و كسى از آنها هراس نكند و ديدى مردم چون بهائم برهم جهند و كسى منكر كار آنها نگردد از ترس مردم و ديدى كه مرد در جز راه طاعت خدا خرج بسيار كند و در راه طاعت خدا از اندك دريغ كند و ديدى ناسپاسى پدر و مادر پديدار شده است و پدر و مادر را به چشم كم نگاه كنند و در پيش فرزند از همه بدتر باشند و از افتراء بدانها شاد گردند
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٤