( در بيان طبقات مردم )
183 - ( 1 ) از امام صادق ( ع ) كه فرمود ما بنى هاشم هستيم و شيعه ما عرب هستند و ديگر مردم اعراب بيابان گرد .
184 - ( 2 ) فرمود ( ع ) ما قريش هستيم و شيعه ما عرب هستند و ديگر مردم كفار روم هستند .
شرح - از مجلسى ره - « قوله
نحن بنو هاشم
» يعنى آنچه در مدح بنى هاشم رسيده است مقصود از آن ما خانوادهايم يا هر هاشمى زاده كه پيرو اهل بيتست نه آن كسانى كه زاده هاشم بودند و از حق بدر رفتند و كفر ورزيدند به خدا بوسيله ادعاى امامت بنا حق چون بنى عباس و همگنانشان و آنچه در مدح عرب وارد شده مقصود از آن همه شيعه باشند و اگر چه عجمى نژاد باشند زيرا آنها هم به زبان عرب محشور شوند و مردم ديگر كه مخالفند همان اعرابند كه خدا در باره آنها فرمايد ( 97 - التوبه )
الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً
كفر و نفاق اعراب از همه سختتر است - و آنها همان بيابانگردانند كه خدا آنها را نكوهش كرده براى اينكه از شرع و قانون بدورند و براى يارى سيد انبياء بمدينه مهاجرت نكردند و همه مخالفان در اين امور با آنها شريك هستند .
قوله
« علوج الروم »
علج بكسر كافر عجمى نژاد و غير عرب را گويند يعنى همه مخالفان بمنزله كفار عجم هستند و به زبان آنها محشور شوند و گر چه عرب زبان از دنيا روند چنانچه در اخبار است .
( ظهور امام قائم ( ع ) )
185 - ( 3 ) از امام صادق ( ع ) فرمود گويا من قائم ( ع ) را به چشم خود مىنگرم كه بر منبر كوفه است و قبائى در بر دارد و از جيب قباى خود نامهاى كه با مهر طلائى مهر بر آن نهاده شده در مىآورد و آن را باز مىكند و بر مردم مىخواند و مردم از شنيدن اين نامه چون گله گوسفند از او رم ميكنند و مىگريزند ، جز نقباء و سردستههاى آنان ، و او سخنى به زبان آورد و مردم پناهگاهى نيابند تا به او برگردند و او را بپذيرند و راستى من آن سخنى را كه او مىگويد به خوبى ميدانم .
شرح - از مجلسى ره - و شايد آن نامه مشتملست بر لعن ائمه مخالفين يا بر احكامى مخالف آنچه ميان مردم مألوف و معروفست .