نگذارى ظاهر باشد يا پنهان و مستور تا حجج و بيناتت از ميان نرود - اين حديث طرق بسيارى دارد . 11 . . موسى بن متوكل رضي الله عنه بسند خود از كميل بن زياد روايت كرده است كه امير المؤمنين در ضمن كلامى طولانى فرمود بار خدايا تو زمين را خالى نگذارى از قائم بحجت يا ظاهر باشد يا پنهان و مستور باشد تا آنكه حجج و بيناتت از ميان نروند . 12 - ابو الطفيل عامر بن وائله گويد ما در نماز بر جنازه ابو بكر حاضر بوديم سپس دور عمر بن خطاب جمع شديم و با او بيعت كرديم و چند روز در مدينه مانديم و هر روز به مسجد نزد او رفت و آمد داشتيم در اين ميانه كه نزد او نشسته بوديم بناگاه يكى از يهودان مدينه كه بعقيده آنها از فرزندان هرون برادر موسى بود به مسجد آمد و برابر عمر ايستاد و به او گفت اى امير المؤمنين كدام شما بعلم پيغمبر خود و كتاب پروردگار خود داناتريد تا من آنچه را خواهم از او بپرسم گويد عمر بسوى على عليه السّلام اشاره كرد ، يهودى به او عرضكرد يا على تو چنين هستى ؟ فرمود آرى از هر چه خواهى بپرس ، گفت از تو سه چيز و سه چيز و يك چيز ميپرسم ، امير المؤمنين فرمود چرا نگفتى من تو را از هفت چيز پرسش كنم ؟ عرضكرد من از سه تا ميپرسم اگر درست جواب دادى از سه ديگر ميپرسم اگر از آنها درست جواب دادى از آن يكى ميپرسم و اگر در سه اولى خطا رفتى ديگر سؤالى از تو ندارم ، على عليه السّلام به او فرمود چه ميدانى كه من در جواب پرسشهاى تو خطا مىروم يا درست
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 411
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤١١