تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
كه گرفته شوم نزديك است دعوت شوم و اجابت كنم و بتحقيق كه ثقلين را در ميان شما بجا گزاردم يكى از ديگرى بهتر است كتاب خداى عز و جل و عترت خودم اهل بيتم زيرا كه اين دو از هم جدا نشوند تا سر حوض بر من وارد شوند ابى سعيد خدرى گويد رسول خدا ( ص ) فرمود براستى من دو امر در ميان شما ميگذارم كه يكى از ديگرى درازتر است كتاب خدا رشته اى كه از آسمان به زمين كشيده شده و سرش بدست خداست و خاندان خودم هلا اين دو از هم جدا نشوند تا سر حوض به من وارد شوند ، عطيه عوفى گويد بابى سعيد گفتم عترت او كيست ؟ گفت اهل بيتش زيد بن ارقم گويد چون رسول خدا از حجة الوداع برگشت ، در غدير خم فرود آمد دستور داد زير درختهاى دوحات را جاروب كردند سپس برخاست و گفت گويا كه من دعوت به خدا شدم و اجابت كردم من ثقلين را بجا ميگذارم كه يكى از ديگرى بزرگتر است كتاب خدا و عترت خودم اهل بيتم بپائيد چگونه بجاى من با آنها رفتار مىكنيد زيرا كه اين دو از هم جدا نشوند تا سر حوض بر من وارد شوند گويد سپس فرمود براستى خداى جل و عز مولاى منست و من مولاى هر مؤمن و مؤمنه سپس دست على بن ابى طالب را گرفت و فرمود هر كس را من ولى اويم على ولى او است عمرو بن واثله گويد من بزيد بن ارقم گفتم تو اين را از رسول خدا شنيدى ؟ گفت كسى زير آن درختها نبود جز آن كه به چشم خود ديد و به گوش خود نشنيد