در آن روزها بحيرا و اصحاب مؤمن و شيعيان صديقش بودند و در اين زمان كسرى پسر هرمز بن پرويز بسلطنت رسيد و ولى امر خدا بحيرا بود تا اينكه مدت طولانى شد و وحى منقطع گرديد و نعمت خدا مورد استخفاف شد و سبب تغييرات گرديد ، دين از ميان رفت ، نماز متروك شد و موعد ساعات نزديك شد و دستجات فراوان گرديد و مردم در سرگردانى و تاريكى گرفتار شدند و دينهاى مختلف پيدا شد و امور پراكنده گرديد و رويهها بهم آميخته شد و اين قرنهاى پياپى گذشت كه در آغاز مردم به راه پيغمبران خود بودند ولى آيندگان نعمت دين خدا را بدل بكفر كردند و طاعت او را بدل بدشمنى در اين موقع بود كه خداوند عز و جل براى نبوت و رسالت خود برگزيد از درخت نورانى و جرثومه بهره شخصيتى كه در سابقه علم خود او را انتخاب كرده بود و پيش از آغاز آفرينش فرمان نافذ در باره او صادر كرده بود و او را نهايت برگزيده گان خود و برتر منتخبان خويش و معدن خاصان خود قرار داده بود و محمد ( ص ) را مخصوص نبوت و برگزيده رسالت ساخت و بدين او حق را روشن كرد تا ميان بندگانش به حق حكم كند و عطاء جزيل بخشد و با دشمنان خداى آسمان و زمين بجنگد و خداى تبارك و تعالى در اين هنگام براى محمد علم گذشتگان را جمع آورى كرد و قرآن حكيم را به زبان عربى روشن بر آن افزود كه باطل از پيش و پس بر آن وارد نشود و فرود شده از حكيم حميد است و در آن خبر گذشتگانست و علم آيندگان . . حسين بن ابى حمزه از پدرش از امام پنجم روايت كرده است كه فرمود اى ابا حمزه براستى زمين خالى نميماند بايد در آن عالمى باشد كه اگر مردم در دين افزودند بگويد
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 338
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣٣٨