پيغمبرانى كه داستان آنها را نگفتيم براى تو يعنى نام آنها را نبرديم از آنها كه پنهان بودند چنانچه نام پيغمبرانى كه آشكار بودند ذكر كرديم . نوح در ميان قوم خود هزار جز پنجاه سال ماند هيچ كس با او در نبوتش شركت نداشت ولى او نزد مردمى رفته بود كه انبياء را دروغ ميدانستند يعنى آنها كه ميان آدم و نوح بودند و اينست مقصود از قول خداى تبارك و تعالى در سوره شعراء آيه 105 تا ميرسد به آيه 122 براستى پروردگار تو هم او است عزيز و مهربان سپس چون دوره نبوت نوح بسر رسيد و روزگارش گذشت خدا به او وحى كرد اى نوح براستى كه نبوتت سر آمد و روزگارت گذشت آن علمى كه پيش تو است با ايمان و اسم اكبر و ميراث علم و آثار نبوت بايد در نسل تو بماند آنها را بسام بسپار من آنها را از خاندان پيغمبرانى كه ميان تو و آدم بوده قطع نكردم و زمين را بىعلمى كه بوسيله او دينم دانسته شود و راه طاعتم شناخته گردد وانگذارم تا وسيله نجات كسانى باشد كه در ميانه مردن پيغمبرى تا بعثت پيغمبرى ديگر به دنيا مىآيند و بعد از سام پيغمبرى نيست جز هود و آنچه ميان نوح و هود از انبياء بودند پنهان بودند و آشكار و نوح عليه السّلام گفته بود كه خداى تبارك و تعالى پيغمبرى مبعوث كند كه نامش هود است و او قوم خود را بخداى عز و جل دعوت كند و او را تكذيب كنند و براستى خداى آنها را با باد هلاك كند هر كدام شما او را درك كرديد به او ايمان بياوريد و پيرو او باشيد تا خداى تبارك و تعالى او را از عذاب باد نجات بخشد و نوح بفرزندش سام دستور داد در سر هر
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 323
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣٢٣