تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
بپذير ، پر گله مكن كه باعث كينه مىشود و بدشمنى ميكشد ، عذر بخواه از آنكه اميد دارى عذر پذيرد ، بريدن از نادان برابر پيوستن با خردمند است ، از كرم است حفظ خانواده ، هر كه با روزگار در افتد ورافتد ، و هر كه بر آن خورده گيرد خشم گيرد ، چه اندازه انتقام بستمكاران نزديك است ، شايسته تر به كسى كه پيمان گسلد اينست كه با او وفادارى نشود . لغزش آنكه در دژ است سختترين لغزش است و درد دروغگوئى بد درديست ، فساد بسيار را نابود كند و اقتصاد اندك را بهره ور سازد ، بيكسى خواريست ، نيكى كردن با پدر و مادر از خوش سرشتى است ، لغزيدن از شتابست ، لذت خوبى نيست آنكه دنبالش پشيمانيست ، خردمند آن كس است كه تجربه‌ها به دو پند آموخته ، هدايت كورى را ببرد ، و زبانت ترجمان عقل تو است ، با اختلاف الفت ميسر نيست ، از خوش همسايگى احوالپرسى از همسايه است ، هرگز هلاك نشود كسى كه ميانه رو باشد ، و هرگز نيازمند نگردد كسى كه زاهد است ، درون هر مردى از رخساره او بيان شده ، بسا كسى كه از مرگ خود كاوش مىكند ، اطمينان را با اميد عوض مكن ، نه هر چه ترس دارد زيان رساند ، بسا شوخى كه بجد كشد ، هر كه از روزگار ايمن است به او خيانت كند ، و هر كه بر آن بزرگى فروشد به او اهانت كند ، و هر كه به او بستيزد او را ذليل كند و بينى او را به خاك مالد ، و هر كه به او پناهد تسليمش كند ، نيست كه هر كه تير اندازد بنشان زند ، چون سلطان ديگرگون گردد روزگار ديگرگون شود ، بهترين اهلت آنست كه بارى از تو بردارد ، شوخى مايه كينه‌ها است و بسا كه آزمند گدا شود ، سر دين درستى يقين است ، تمامى اخلاص بر كنارى از گناهانست ، بهترين گفتار آنست كه كردارش باشد ، سلامت در درستى است ، و دعاء كليد رحمت است ، از رفيق پرس پيش از آنكه