سخنرانى آن حضرت ( ع ) در اخلاص توحيد
سرآغاز پرستش خدا شناختن او است ، و بنياد شناختنش يگانه دانستن او است ، و سر رشته يگانه پرستى بىچون و چند دانستن او است زيرا همه خردها گواهند كه هر صفت و موصوف تركيبى آفريده و ممكن است و هر آفريده امكانى گواهست كه آفريدگارى دارد كه نه صفت است نه موصوف هر صفت و موصوف گواه تركيب است و تركيب گواه حدوث است و حدوث گواه امتناع ازلى بودنست كه خود ممتنع از حدوث است هر كه ذات و حقيقتى را در نظر گيرد خدا را نشناخته ، و هر كه نهايتى براى او تصور كرده او را يگانه ندانسته و هر كه مانندى براى او فرض كرده او را باور نكرده ، و هر كه شبهى برايش آورده بحقيقت او نرسيده ، او را نخواسته كسى كه بوهمش گنجانيده ، و او را يگانه ندانسته كسى كه كنهش را جسته ، به او ايمان ندارد آنكه براى او نهايتى مقرر كرده ، و به دو دل نداده كسى كه او را مشار اليه ساخته ، به او توجه ندارد كسى كه او را محدود نموده و برايش حق عبوديت ادا نكرده كسى كه عضو و جزوى در او دانسته ، هر جوهرى كه قائم بر خويش است مصنوع است ، و هر چه در پيرامون جز خود وجود دارد معلول و ممكن است .
بسا زندگى و آفرينش خدا بوجودش رهنمائى شود ، و بوسيله خردها بشناسائى او عقيده آيد ، با انديشه حجت وى ثابت گردد ، و بآيات خود بر خلقش حجت آورده ، خدا آفريدهها را آفريده و پرده ميان خود و آنان كشيد ، جدائيش از آنها اينست ، كه از ذات آنها جدا است ، و ابداعش ( 1 ) مر آنها را گواهست كه ابزارى براى آفرينش ندارد چون ابزار دليل نيازمندى ابزاردارانست و اينكه از نخست آنها را آفريده گواه است كه خود آغازى ندارد زيرا هر كه وجودش آغازى دارد از پديد آوردن ديگرى عاجز است .
هامش
( 1 ) اين قسمت ترجمه جمله « و إيداؤه اياهم » است كه بمعنى جعلهم ذات أداة است يعنى آنها را داراى ابزار و آلات قرار داد ، و مترجم محترم آن را به « ابداعه » تصحيح نموده بعد ترجمه كرده است و ما متن كتاب را مانند نسخه اصل قرار داديم ( مصحح )