181 - احدى نباشد كه گر چه همه كارش درست باشد بعيش و نوشى رسد جز اينكه كدورتى دامنگيرش باشد ، و هر كه فرصت را بانتظار رسيدن بكمال مطلوب از دست بدهد روزگارش همان فرصت را بربايد زيرا كار روزگار فرصت ربائى و روش زمانه از دست شدنست .
182 - احسان زكات نعمتها است ، شفاعت زكات مقام و منصب است ، و بيماريها زكات تنها است ، و گذشت زكات پيروزيست و هر چه را زكات دهند از زوالش در امانند .
183 - هنگام مصيبت ميفرمود : سپاس خدائى را سزا است كه مصيبتم را در دينم ننهاد ، سپاس خدائى را سزا است كه اگر خواستى مصيبتم بزرگتر از آنچه است ميبود ، سپاس از ان خدا است بر امرى كه خواست باشد و بود .
184 - خدا ميفرمايد : هر كه سرگردانى را از سرگردانيش رها سازد او را حميدش ( نقاد دانايش ) نامم ، و ببهشت خويشش در آورم .
185 - چون دنيا بمردمى روى آورد نيكيهاى ديگران را هم بر تن آنها پوشد ، و چون پشت دهد نيكىهاى خودشان را هم از آنان ربايد .
186 - دختران حسنه باشند و پسران نعمت ، در برابر حسنه ثواب دهند ، و نعمت مسئوليت دارد .
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 403
مساهمون: ابن شعبة الحراني
ص٤٠٣