داستان گوئى و نقل حال آنها است هنگام جدائى .
144 - بدان كه اگر كسى كه تيغ بر سر على ( ع ) زد و او را كشت اگر به من چيزى سپارد يا از من اندرز خواهد يا مشورت با من كند و من از او بپذيرم بامانت با او رفتار كنم و امانتش را بپردازم .
145 - سفيان گويد به امام صادق ( ع ) گفتم روا است كه كسى خود را بستايد ؟ فرمود : در صورت لزوم آرى : آيا گفته يوسف ( ع ) را نشنيدى ؟ ( 55 - يوسف ) مرا بر خزائن زمين بگمار كه راستى نگهدار و دانايم - و گفته بنده صالح ( 66 - الاعراف ) من براى شما خيرخواه و امين هستم .
146 - خدا بداود ( ع ) وحى كرد : اى داود تو ميخواهى و من ميخواهم اگر به همان اكتفا كنى كه من ميخواهم از هر چه بخواهى تو را كفايت كنم ، و اگر نخواهى جز آنچه خودت خواهى تو را در خواسته ات برنج اندازم و همان شود كه من خواهم .
147 - محمد بن قيس گويد : از امام صادق ( ع ) پرسيدم كه دو گروه از اهل باطل با هم در نبردند اسلحه به آنها بفروشم ؟ فرمود به آنها اسلحه دفاع به فروش چون زره و جوشن و كله خود و مانند آن .
148 - چهار مال در چهار محل مجزى نيستند : خيانت ، و دزدى از غنيمت ، و مال دزدى ، و ربا مجزى نيستند در حج ، و نه در عمره ، و نه در جهاد ، و نه در صدقه .
149 - راستى خدا دنيا را بدوست و دشمن ميدهد ، و ايمان را ندهد جز به برگزيده خلق خود .
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 394
مساهمون: ابن شعبة الحراني
ص٣٩٤