تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
و خدا جل اسمه آن را بوى داد ، و او حق ميگفت و به حق كار ميكرد . و ما نيافتيم كه خدا آن را بر وى نكوهش كند و نه يك مؤمنى را ، و داود ( ع ) پيش از وى سلطنت محكمى داشت ، و سپس يوسف پيغمبر ( ع ) كه بپادشاه مصر گفت مرا كارگزار همه خزائن زمين كن زيرا من نگهدار و دانا هستم ، و كارش بدان جا كشيد كه امر كشور مصر را بدست گرفت و اطرافش تا بيمن را ، و خوراك از نزد او دريافت ميكردند براى علاج قحطى كه بدان دچار شدند ، و او هم حق ميگفت و به حق كار ميكرد ، و نديديم احدى اين را بر او عيب گيرد ، سپس ذو القرنين يك بنده اى بود كه خدا را دوست داشت و خدا هم دوستش داشت و وسائل برايش فراهم كرد و مشارق و مغارب زمين را در زير نگينش آورد و حق گفت و حق كار كرد و سپس نديديم كسى اين را بر او عيب گيرد . اى جماعت بپرورشى كه خداوند عز و جل بمؤمنان داده متأدب شويد و به همان امر و نهى خدا اكتفاء كنيد و از دست خود بنهيد آنچه را بر شما اشتباه شده است و نميدانيد و علم را بعالم واگذاريد تا اجر بريد و معذور باشيد نزد خدا تبارك و تعالى ، و در طلب علم ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه قرآن باشيد و بفهميد آنچه را خدا در آن حلال كرده از آنچه حرام كرده ، زيرا كه اين شما را به خدا نزديكتر كند و از نادانى دور تر دارد ، نادانى را باهلش وانهيد زيرا اهل نادانى بسيارند و اهل دانش كماند با اينكه خدا فرموده است ( 76 - يوسف ) بالا دست هر صاحب دانشى دانشمنديست .

سخن آن حضرت در باره آفرينش انسان و تركيبش

فرمود ( ع ) : خودشناسى مرد اينست كه خود را به چهار طبع و چهار ستون و چهار ركن بشناسد ،