قسمت او زايل نگردد چنانچه حقوقى هم براى عناوينى مقرر داشته جز آنكه بتغيير عنوان زايل ميشوند زيرا كه ( فرض روزه ) از پير سالخورده بواسطه كبر سن زايل مىشود ، و حق زكات از مسكين كه توانگر شد ساقط مىشود ، و سهم ابن سبيل با رسيدن او به وطنش ساقط ميگردد ، و با اينكه فرض حج مؤكد است و بدان امر شده از نظر تعليم ، و نهى شده است از آنچه مرتكب شوند ( در حال احرام ) ساقط مىشود از كسى كه از او جلوگيرى شود ، و براى انجام آن به سختى افتد ، خداى جل و عز در صدقات - نخست واجب مالى كه خداوند راههاى مصرفش را مقرر كرده - فرموده ( 60 - التوبة ) همانا صدقات - از آن فقيران و مستمندان و كارمندان آنست و از ان مؤلفة قلوبهم ، و براى آزاد كردن بندهها و پرداخت بدهى قرضداران و رفع حاجت ابن سبيل - خدا به پيغمبر خود موارد صدقات را اعلام كرد ، و صدقات به غير اينان نميرسد آنها را هر جا كه از اين موارد خواسته مقرر داشته به نحوى كه خواسته ، و خدا جل جلاله پيغمبرش و خويشان پيغمبرش را از صدقههاى اموال مردم و چركينى آنها باز گرفته ، اين راه صدقاتست .
و اما غنيمتهاى جهاد : راستش اينست كه چون روز بدر شد رسول خدا ( ص ) فرمود : هر كس دشمنى را بكشد از ان او چنين است و چنان ، و هر كس يك اسيرى بگيرد از غنيمت اين مردمان چنين و چنان حق او است . زيرا خدا به من وعده داده كه مرا بر آنها پيروز كند ، و لشكرشان را به من غنيمت دهد ، و چون خداوند مشركان را شكست داد ، و غنائم آنان جمع آورى شد يك مرد انصارى برخاست و گفت : يا رسول الله بما فرمودى تا با مشركان نبرد كنيم . و ما را بدان تشويق كردى و گفتى : هر كه اسيرى بياورد چنين و چنان از آن او است ، و هر كه يكى را بكشد چنين و چنان از آن او است ، راستش من دو تن را كشتهام و بر آن بينه ( دو گواه عادل ) دارم ، و يكى را هم اسير كردم يا رسول الله آنچه براى ما بر خود تعهدى كردى بما بده و نشست . پس سعد بن عباده برخاست و گفت يا رسول الله مانع ما نبود كه آنچه را جنگجويان بدست
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 357
مساهمون: ابن شعبة الحراني
ص٣٥٧