تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
و اما معنى اجاره چنانچه ما شرح كرديم اينست كه انسان خود را اجير مىكند يا آنچه را پيش از اجاره دارد پس او مالك امر خود است . زيرا او والى بر امر خود و امر مملوك خود است پيش از آنكه اجير شود نزد مستاجرى ، و والى مالك چيزى از امور مردم نيست جز پس از اينكه متصدى كار شود و بسرپرستى آنها مقرر گردد ، و هر كه خود را اجير كند يا ما يملك خود را به اجاره دهد يا كسى كه ولى امر او است از كافر يا مؤمن شاه يا بازارى به شرحى كه گفتيم در موردى كه اجاره در آن جائز است جلال است محل كار و كسبش .

و اما تفسير و شرح صناعات

هر گونه صنعتى كه بنده‌هاى خدا بياموزند يا به ديگرى ياد بدهند چون نويسندگى و حسابدارى و بازرگانى و زرگرى و زينسازى ( چرمسازى ) و ساختمان و بافندگى و لباسشوئى و دوزندگى و ساختن انواع صورتگرى جز مجسمه روحانى . و انواع صنوف ابزارها كه بنده‌ها بدانها نيازمندند در هر استفاده بردن خود و پايش آنها بدانست ، و رسيدن بهر گونه نياز زندگانى در آنست ، كردن و آموختن و كردار بدان و در آن براى خود و ديگرى حلال است ، و گر چه بدين صنعت و بدين ابزار براى وجوه فساد و وجوه معاصى استعانت بشود و كمك به حق و باطل هر دو باشد ، عيبى و گناهى در ساختن و آموختنش نيست ، نظير نويسندگى كه بوجهى از وجوه فساد مانند تقويت بر كمك كارگزارى حكومتهاى ناحق به كار ميرود ، و همچنين ساختن كارد و شمشير و نيزه و كمان و جز آنها از وجوه ابزارى كه بسا در جهات صلاح و بسا در جهات فسد به كار روند ، و كمك براى هر دو باشند كه باكى نيست باموختن و آموزش و مزدگرفتن بر آن