خدا رحمت كند مردمى را كه چراغ و نوربخش بودند با كردار خود به طرف ما دعوت كردند ، و با نهايت طاقت خود ، اينان چون كسانى نيند كه رازهاى ما را فاش كنند .
اى پسر جندب همانا مؤمنان كسانيند كه از خدا بترسند و بهراسند كه از راه حق بدر بروند ، و هر گاه به ياد خدا و نعمتهايش افتند بترسند و نگران شوند ، و هر گاه آيات خدا بر آنها خوانده شود ايمانشان بيفزايد بخاطر اظهار نفوذ قدرت او ، و بر پروردگارشان توكل كنند .
اى پسر جندب ديريست كه نادانى آبادان شده و بنيادش نيرومند گشته ، تا دين خدا را ببازى گرفتند ، و آنكه به خدا تقرب جويد از آنان به نظر خودش جز او را خواهد ، آنانند ستمكاران .
اى زاده جندب اگر شيعه ما درست بودند فرشتهها با آنها دست ميدادند و ابر بر سرشان سايه مىانداخت و در روز هم مىدرخشيدند و از فراسر و زير پاى خود روزى ميگرفتند و از خدا هر چه ميخواستند به آنها ميداد .
اى پسر جندب در گنهكاران اهل دعوت خود بد مگو و از خدا بخواهيد كه به آنها توفيق دهد و توبه كردن آنان را خواهش كنيد ، هر كه ما را خواهد و دوست ما باشد و دوستى با دشمن ما نكند و آنچه داند بگويد و از آنچه نداند و بر او مشكل باشد دم بندد در بهشت باشد .
اى پسر جندب آنكه بر كردارش توكل دارد هلاك است و آنكه بر گناهان دلير است و برحمت خدا اميدوار است نجات ندارد . گفتم پس چه كس نجات يابد ؟ فرمود : آنها كه ميان بيم و اميدند تا گويا دلشان در منقار پرنده است از شوق به ثواب و بيم از عقاب .
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 312
مساهمون: ابن شعبة الحراني
ص٣١٢