تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
همانا همّ آنها اينست كه مردم را بكارشان سرزنش كنند و از آنان خرده گيرند ، و خود را سرزنش نكنند و از كردار خود بر حذر نباشند ، اگر بينند خوبى بر تو حسد برند و گويند خودنما است ، و اگر نگرند بدى گويند خيرى در او نيست . و اما دشمنان تو از جن شيطان و لشكر اويند و هر گاه نزد تو آيد و گويند پسرت مرد بگو همانا هر زنده آفريده شده تا بميرد پاره تنم ببهشت در آمد راستى كه مرا شاد مىكند . و هر گاه نزد تو آيد و گويد مالت از دست رفت بگو سپاس خدا را كه داد و گرفت و زكات را از من ساقط كرد و زكاتى بر من نيست . و هر گاه نزد تو آيد و گويد مردم به تو ستم كنند و تو ستم نكنى بگو همانا در قيامت مؤاخذه بر آنها است كه بمردم ستم كنند و بر نيكوكاران مؤاخذه نيست . و هر گاه نزد تو آيد و گويد چه اندازه احسان ميكنى و مقصودش اينست كه تو را خودبين كند بگو بدكارى من از نيكوكاريم بيش است . و هر گاه نزد تو آيد و گويد چه بسيار نماز ميخوانى بگو غفلت من از نمازم بيش است . و چون به تو گويد چه اندازه بمردم ميدهى بگو آنچه ميستانم از آنچه مىدهم بيشتر است و چون به تو گويد چه بسيار به تو ستم كنند بگو آنها كه ستمشان كنم بيشترند . و هر گاه نزد تو آيد و گويد چه اندازه كار ميكنى ؟ بگو : دير زمانيست نافرمانى كردم ؛ و هر گاه نزد تو آيد و گويد مىبنوش بگو گرد گناه نگردم ؛ و چون نزد تو آيد و گويد آيا دنيا را دوست ندارى ؟ بگو من آن را دوست ندارم كه ديگران را فريفته است . اى شمعون با نيكان در آميز و پيرو پيمبران باش : يعقوب و يوسف و داود ، راستى چون خداوند