تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
أما بعد از هر چه در آنى روى گردان تا بدان نيكانى پيوندى كه در جامه ژنده خود به خاك رفتند و از بىقوتى شكمشان به پشتشان چسبيده بود ، ميان آنها و خدا پرده نبود و دنياشان نفريفت و بدان فريفته نشدند رغبت كردند و جستند و بيدرنگ بدان پيوستند ، اگر دنيا اين اندازه بدل تو جا كرده با اين سالخورده گى و دانشمندى و دم مرگى پس جوان نورس كه علمش نادانى و رأيش ناتوانست و خردش نپخته چه كند ؟ * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * بكه بايد اعتماد كرد ؟ و نزد چه كسى شكوه برد ؟ ما شكايت درد دل خود بدرگاه خدا كنيم و از آنچه هم كه در تو بينيم و مصيبتى كه از طرف تو بما رسيد به حساب خدا گذاريم . به پا كه قدر دانى تو از كسى كه در خورد سالى و سالمندى به تو غذا داده چگونه است ؟ و چگونه احترام كنى خدائى كه بوسيله دينش تو را در ميان مردم مرغوب كرده ؟ چگونه حفظ ميكنى لباس كسى كه تو را با لباسش در ميان مردم آبرومند ساخته ؟ و چگونه نزديكى يا دورى از كسى كه به تو فرموده به دو نزديك و فروتن باشى ، تو را چه شده كه از چرتت بيدار نميشوى و از لغزشت توبه كار نميگردى ؟ تا بگوئى به خدا من يك جا هم نشد كه به پا شوم دين خدا را زنده دارم يا باطلى را محو سازم ، اينست قدردانى و شكرت از كسى كه بار زندگى تو را بنيروى خود برداشته ، چه اندازه ميترسم كه تو چنان باشى كه خدا تعالى در كتاب خود فرموده ( 59 - مريم ) نماز را ضايع كردند و بدنبال شهوت رفتند و محققا چاه غى دوزخ را برخورند ، خدا قرآنش را به تو داد و علمش را به تو سپرد و تواش ضايع كردى ، ما سپاسگزاريم آن خدا را كه عافيتمان داد از آنچه تو را بدان گرفتار كرد و السلام