و اين گذشت روزگارش و ديگر گونى و انقلابش و عبرتهايش و بازيگريهايش با طالبانش همه دليل روشنى است ، راستى كه دنيا گمنام ناچيز را بلند آوازه مىكند و شرافتمند را پست ميسازد ، و مردمانى را فردا بدوزخ ميكشاند پس در همين براى شخص آگاه عبرت و آزمايش و باز دارنده از آنست ، و راستى اين همه پيشامدها كه هر روز و هر شب بر شما رخ ميدهد از تيرگيهاى فتن و بدعتهاى تازه و روشهاى خلاف حق و ناگواريهاى زمان و هيبت سلطان و وسوسه شيطان دلها را از قصد خير متوقف مىكند و از هدايت موجود و حاضر بى خود مينمايد و از معرفت حق باز ميدارد مگر اندكى از آنان كه خداوندشان جل و عز نگه مىدارد ، كسى به خوبى زيرورو شدن ايام و ديگرگونى حالات و انجام زيان فتنه هايش را نفهمد مگر كسى كه خدايش نگهدارد و به راه درست رود و راه ميانه را پيمايد ، و باز هم با زهد بر اين موضوع يارى جويد و پيوسته ببنديشد و از عبرتها پند گيرد و باز ايستد و از خرمى نقد دنيا كناره كند و از لذاتش دور شود و در نعمت بادوام آخرت روى كند و برايش تا تواند بكوشد و مرگ را منظور دارد و زندگى با مردم ستمكار را دشمن دارد ، در اين صورت به دنيا با ديده روشن و نظر نيز بنگرد و فتنههاى نورس و بدعتهاى گمراهى و جور ملوك ستمكار را خوب ببيند ، بجان خودم شما از امور گذشته دوران پيش كه فتنههاى در هم و آلوده شدن بدانها بوده بقدرى در پشت سر گذاشتيد و ديديد كه دليل شما باشند براى كناره گيرى از گمراهان و أهل بدعت و ستم و فساد بناحق در زمين پس از خدا يارى جوئيد و بطاعت او برگرديد و نيز بطاعت كسى كه طاعتش اولى است از طاعت آنكه دنبالش روند و فرمانش برند .
پس فرار فرار پيش از پشيمانى و افسوس و مردن و برابر خدا ايستادن ، به خدا سوگند كه هرگز
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 258
مساهمون: ابن شعبة الحراني
ص٢٥٨