گويد اگر كار كردمى و رنج بردمى بهتر بود و باز هم عمر را بيباكانه ضايع مىكند و سرگرم دنيا است ، اگر بيمار شود بتقصير در كار خود پشيمان باشد
و اگر تندرست باشد آسوده و مغرور بپايد و كار را پس اندازد ، تا سالم است خود بين است و وقتى گرفتار شد نوميد ، با صرف گمانى مغلوب نفس گردد با يقين بآخرت متأثر نگردد ، در روزى بقسمت قناعت ندارد ، و بدان چه خدايش ضمانت كرده اعتماد ندارد ، و بدان چه بر او واجب است عمل نكند ، در باره خود به شك اندر است ، اگر توانگر شود مست گردد و بياشوبد ، و اگر بينوا گردد نوميد و سست شود ، پر گناه و نعمت خواره است ، و فزونطلب و ناسپاس است ، بمردم پردازد و خود را ببازد ، اگر دلخواهى پيش آيد مرتكب شود بدان اميد كه توبه خواهد كرد و نميداند كه چه پيش خواهد آمد ، نه شوقش به حق كشاند و نه هراسش او را برهاند ، سپس هنگام سؤال اصرار ورزد و در كردار كوتاه آيد ، در گفتار فراز گيرد و در كردار كاستى كند ، اميدوار بسود كار نكرده است و از كيفر جرمى كه كرده آسوده است ، بسوى كالاى دنيا كه فانيست بشتابد ، و از آنچه پايدار است رو برتابد ، از مرگ بترسد و از فوت وقت نهراسد ، گناه اندك ديگرى را بسيار شمارد و بيش خود را كم به حساب آرد ، طاعت خود را فزون بيند و همان را از ديگرى ناچيز ، كمتر از گناه خود بر گناه ديگرى نگرانست و به كمتر از كردار او براى خود اميدوار ، او بمردم طعن زننده باشد و به خود سهل انگار ، در عافيت و خوشى امانت پرداز است و در حال خشم و گرفتارى خيانت كار ، هر گاه عافيت يافت پندارد توبه كرده و اگر گرفتار شد پندارد كيفر كشيده ، روزه را پس اندازد و بخوابيدن شتابد ، و شب را بعبادت نگذراند و روز را روزه نباشد ، بيخوابى نكشيده طالب صبح است و روزه نداشته در فكر شب است ، از زير دست خود پناه به خدا برد و به بالا دست نزديك شود ، مردم را برابر خود بدارد و خود برابر پروردگارش بر پا نايستد
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 153
مساهمون: ابن شعبة الحراني
ص١٥٣