مشت و بيشتر كشتنى پديد آيد ، مبادا غرور حكومتت تو را از پرداخت حق مقتول كه ديه تسليم شده است و بوسيله آن بايد به خدا تقرب جست باز دارد .
مبادا خودبين شوى بدان اعتماد كنى و ستايش پسند گردى زيرا كه اين خود از فرصتهاى پابرجاى شيطانست براى خودش كه بوسيله آن احسان هر محسنى را محو سازد .
مبادا برعيت خود براى احسانى كه كردى منت نهى ، يا ارزش كارى كه براى آنها كردى بيشتر به حساب آورى ، يا به آنها وعده بدهى و خلف وعده عمل كنى ، يا با زبان خود به آنها تندى كنى زيرا منت احسان را باطل كند و تخلف وعده مايه دشمنى گردد و محققا خدا جل ثنائه فرموده است ( 4 - الصف ) وه چه دشمنى بزرگى است نزد خدا كه بگوئيد آنچه عمل نكنيد .
مبادا در كارى پيش از وقتش بشتابى و پيش از زمان مقررش خود را در آن اندازى و ناشناخته و نفهميده در آن اصرارورزى و در صورت وضوح در آن سستى كنى ، هر چيزى را در جاى خودش بگذار و هر عملى را بموقعش وادار .
مبادا يك خودخواهيها و سودجوئيهائى كنى كه مردم از تو پيروى كنند و در آنچه برايت مهم است ترديد كنى و در آنچه مورد اهميت است غفلتورزى از آنچه در برابر ديده ناظرين روشن باشد زيرا كه اين حكومت از تو گرفته شود براى ديگرى و به زودى پردههاى هر كارى را از تو برگيرند و خداوند جبار بعظمت خود جلوه گر آيد و داد مظلومان را از ظالمان بستاند ، سپس پردماغى و تندخوئى و مشتزنى و زخم زبانت را جلوگير باش و از همه اينها دور باش چيزى از دست و زبانت بدر نرود و حمله را بتأخير انداز و چون زمينه آن فراهم شد ديده به آسمان برآور تا خشمت فرو نشيند و از جا بدر نروى و هرگز چنين تسلطى بر خود نتوانى تا بسيار متوجه معاد باشى .
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 142
مساهمون: ابن شعبة الحراني
ص١٤٢