1 - كسى به صورت جمله شرطيه بگويد : اگر زنى داروئى را براى شما توصيف كرد آن را نخور .
2 - يا كسى به صورت وصفى بگويد : داروهائى را كه زنها تجويز مىكنند ننوش چرا كه ايمن از ضرر نيستى .
حال ، علت تامه اين لا تشرب ، عدم ايمنى از ضرر است و اين علت از جهتى معمّم است ، و حكم لا تشرب را به هركسى كه بدون تخصص تجويز دارو مىكند تعميم مىدهد و از جهتى مخصص است يعنى : زن بودن توصيفكننده خصوصيتى در حكم ندارد و مناط حكم ، همان ايمن نبودن از ضرر است .
لذا ، اگر زنان متخصص تجويز دارو كنند مصرف آن داروها بلا مانع است .
* اگر مناط حرمت عدم ايمنى از ضرر است و زن خصوصيتى ندارد چرا گوينده آن را در موضوع اخذ كرده است ؟
شايد به خاطر نكته و يا قرينه عامه غلبه است ، بدين معنا كه در گذشته ، زنان بيشتر به دنبال توصيف داروهاى خانگى بودهاند .
* آيا ما نحن فيه در آيهء شريفه از همين قبيل است ؟
بله ، و لو موضوع در آيه فاسق است كه خاص است ، ولى تعليل آيه موجب تعميم است يعنى در هر خبرى كه احتمال ندامت باشد تبيّن هم كه معلول است ، وجود دارد چه خبر فاسق و يا عادل و لذا نوبت به مفهومگيرى نمىرسد و لذا عام مقدّم است .
* اگر گفته شود حال كه مناط ، احتمال ندامت است و فاسق بودن خصوصيتى ندارد چرا خداوند ، فاسق را در آيه آورده است ؟
شايد به خاطر نكتهء خاصى باشد كه به قول محقق در معارج آن نكته ، آگاه كردن مسلمانان و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از فسق وليد باشد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٩٠