آيهء نبأ نه تنها در حجيّت ساير خبرها كاربرد ندارد ، بلكه در حجيّت خبر واحد عادل هم به كار نمىرود .
* قول به افراط پيرامون دلالت آيهء نبأ در حجيّت خبر واحد چه گفته است ؟
مىگويند : آيهء نبأ نه تنها در حجيّت خبر واحد عادل كاربرد دارد ، بلكه در ساير خبرها نيز دلالت بر حجيّت آنها مىكند .
* بر اساس قول به افراط آيهء نبأ چند قسم از اقسام خبر را حجت مىكند ؟
به جز خبر ضعيف غير منجبر ساير اقسام را حجّت مىكند .
* مراد از عبارت ( و قد يستدل بمنطوقها . . . ) چيست ؟
دليل گروه مذكور بر اين مدعاست مبنى بر اينكه :
تبيّن اعمّ است از تبيّن علمى و تبيّن ظنّى . و مراد آيهء شريفه اين است كه شرط عمل به خبر فاسق تبيّن است ، يعنى پس از تحصيل علم و يا ظنّ مىتوان به خبر فاسق عمل نمود .
و لذا وقتى مراد ، تحصيل ظنّ شد ، منطوق آيه خبر ضعيف منجبر را نيز دربر مىگيرد هرچند مخبر آن فاسق باشد ، لكن شهرت عملى ، و يا شهرت فتوائى و يا شهرت روائى موجب ظنّ به چنين حديثى مىشود .
در نتيجه شرط العمل حاصل شده و چنين خبرى به حكم منطوق آيه حجت مىشود و هكذا خبر ضعيف منجبر به اجماع منقول و يا منجبر به خبر ضعيف ديگر .
حال اگر ظنّ در تبيّن ظنّى را به ظنّ تفصيلى و ظنّ اجمالى تعميم دهيم ، آيهء شريفه بر حجيّت خبر ثقه و خبر حسن هم دلالت مىكند .
در نتيجه : به واسطهء آيه نبأ حجيّت چهار قسم از پنج قسم خبر واحد ثابت مىشود منتهى ، سه قسم با منطوق آيه و يك قسم كه خبر عادل واحد باشد با مفهوم آيه .
* مراد مستشكل از ظنّ تفصيلى در ما نحن فيه چيست ؟
اين است كه : نسبت به خصوص اين خبر ، قرينه بر صدقش از خارج داشته باشيم مثل خبر ضعيف منجبر كه همينطور است .
* مراد مستشكل از ظنّ اجمالى در ما نحن فيه چيست ؟
اين است كه :
نسبت به فردفرد روايات خارجيهء اين راوى ، ظنّ بر صدق و قرينه بر صدقش نداريم ، لكن به طور مجمل و سربسته از طريق علم رجال بدست آوردهايم كه فلان راوى ثقه و اجتنابكنندهء از كذب است
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٥٢