وجوب عمل .
به عبارت ديگر : در ( ما نحن فيه ) حكم عبارتست از ( صدّق العادل ) كه مضمون آيهء نبأ است .
و لذا بايد موضوعى باشد تا حكم مزبور برآن مترتب شود . منتهى ، قبل از اينكه آيهء نبأ افاده چنين حكمى را بنمايد ، موضوع اولى ( يعنى : خبر شيخ ) در خارج محقق است و ثبوتش مستند به آيه نيست .
در نتيجه : چون واجد شرايط است ، ( حكم ) به وجوب عمل كه از قبل آيه استفاده مىشود شامل آن مىگردد بنابراين : به حكم مفهوم آيهء نبأ بايد به خبر شيخ عمل شود . به عبارت ديگر : موضوع الحكم ( يعنى : اخبار العدل ) نسبت به خبر شيخ طوسى بالوجدان وجود دارد و حكم هم برآن مترتب مىشود لكن ، موضوع دومى ( نفس خبر مفيد ) تحققش مستند به حكمى است كه از آيهء نبأ حاصل مىشود زيرا پس از اينكه آيهء شريفه حكم به وجوب عمل به خبر شيخ و حجيّت آن را افاده نمود ، براى ما ثابت مىشود كه خبر كذائى را جناب مفيد به شيخ طوسى داده است و در اينجاست كه نفس خبر مفيد ثابت مىشود يعنى : اخبار المفيد كه خود موضوعى است براى ( صدّق العادل ) با خود آيهء نبأ كه در مقام بيان حكم است ثابت مىشود ، چرا كه شيخ طوسى فرمود : ( حدّثنى مفيد ) و آيهء نبأ فرمود : ( صدّق العادل ) يعنى : شيخ طوسى را در اخبارش تصديق كن و با تصديق شيخ است كه اخبار المفيد ثابت مىشود و بعد از آن است كه موضوع براى حكم آيه ( صدّق العادل ) واقع مىشود .
بنابراين : چون اين موضوع از قبل حكم مستفاد از آيهء نبأ متولد مىشود ، وجوب عمل كه مفاد آيه است شامل آن نمىشود . حال : اين تقرير در كليهء اخبار با واسطه جارى است . و آيه نبأ تنها واسطهء اول را كه موضوع ( يعنى : خبر بودنش ) هيچگونه وابستگى به آيه نداشته باشد را شامل مىشود .
در نتيجه : از حجت نمودن اخبار و وسائط بعدى كه تماما ثبوت و تحققشان از ناحيهء حكم مستفاد در آيه است ، قاصر است .
* مقدمة بفرمائيد در مورد خبر دادن عادلى به اينكه مثلا زيد عادل است چه اركانى وجود دارد ؟
سه ركن از جمله :
1 - نفس خبر دادن 2 - مخبر به ( عدالت زيد ) 3 - آثار مخبر به ( عدالت )
* مراد از آثار مخبر به ( عدالت ) در اينجا چيست ؟
اگر مجتهد باشد ، جواز تقليد ، و اگر امام جماعت باشد ، جواز اقتداء ، و اگر شاهد در حادثهاى باشد قبول شهادت او در محكمه است .
* آثار مخبر به بر چند قسم است ؟
عقلى ، شرعى و عادى .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٢٣