ميان مردم است ؟ فقه از كجا اين الگوها و حدود ، اولويّتها و تداخلات آنها را اخذ و تعيين نمايد ؟ آيا نه اين است كه بايد متّكى به متونى كه الهام بخش احكام هستند و دعاهاى اين متون باشد ؟
در گذشته هنگامى كه درس و تحقّق در مقدّمات فقه اسلامى را آغاز مىكرديم و در نخستين روز از روزهاى درس و بحث مقدّماتى ، به ما اين حديث شريف را مىآموختند :
« أَوَّلُ الْعِلْمِ مَعْرِفَةُ الْجَبَّارِ وَآخِرُ الْعِلْمِ تَفْويضُ الْأَمْرِ إِلَيْهِ » ( آغاز دانش ، شناخت خداى جبّار است و پايان دانش ، واگذاشتن كار به او ) .
و من امروز مىپرسم : وقتى نخستين دانش ، خداشناسى است ، پس چرا تحقيق در دعا را كه يارى دهندهء ما در خداشناسى است رها كردهايم ؟ و تا كى ميان ما و غنيترين گنجهاى معارف معنوى ، فراق و هجران باشد ؟
و اكنون كه اين كتاب را تقديم مىدارم آرزومندم كه دعاى خير را در حقّ من فراموش نكنيد ، زيرا دعاى مؤمن در حقّ برادرش مستجاب مىشود .
و از خداوند ، آمرزش ، هدايت و پايدارى مىطلبم . إِنَّهُ سَميعُ الدُّعاءِ .
محمّدتقى المدرسى
تهران 21 / محرّم الحرام / 1405 ه . ق
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 8
مساهمون: كمال نژاد
ص٨