مطلب كه امور جهان و هستى امورى نيست كه بر اساس سنّتها و قوانينى كه عدولناپذير باشند وضع شده باشد ، هرگز بلكه سنّتهاى هستى بر وفق ارادهاى برتر و والاتر - كه ارادهء خداوند است - دگرگون مىشود .
درست است كه حوادث و تحوّلاتى كه در هستى رخ مىدهد بر اساس قوانين و نظامهايى ثابت است ، امّا اين قوانين را خداوند جارى مىكند و اگر بخواهد كارى را به فلان قانون ، مربوط كند و يا فلان قانون را تغيير دهد ، اين كار را بر اساس خواست خود انجام مىدهد . در اين مورد فيلسوفان يونان نظريهاى نادرست دارند . مىگويند : اگر آسمان كمانى بود و بلاتيرى ، و خدا تيرانداز ، به كجا مىشد گريخت ؟ اين نظريه در روزگار پيامبر آوازه يافت ، پس آيه نازل شد كه :
( فَفِرُّوْا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُم مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ ) .
( سورهء ذاريات ، آيهء 50 )
« به سوى خدا بگريزيد كه من براى شما از او بيم دهندهاى آشكارم . »
بنابر اين آسمان كمانى است و بلا تيرى و دستِ قَدَر تيرانداز ، ولى با اين همه اميد خلاصى هست ، اينجا عليرغم آسمان و تير بلا درى براى رهايى هست و آن بازگشت به سوى خداست .
فرار به سوى خداوند توانا ، به سوى آنكه از آسمان عظيمتر و از بلا بزرگتر و از قَدَر نيرومندتر است . خدا را قضا و قدرى است و قضا برتر از قدر است ، زيرا براى نقض قدر مىآيد ، گاه مقدّر مىشود كه كسى در حادثهاى معيّن بميرد ، امّا با صدقه و استجابت فرمان خدا دعايش مستجاب مىشود و قضاى خدا مىآيد و قدر را از او باز مىدارد . خداوند در سورهء انبياء مىفرمايد :
( وَنُوحاً إذْ نادى مِن قَبْلُ فَاستَجَبْنا لَهُ فَنَجِّيْناهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ) .
( سورهء انبياء ، آيهء 76 )
« و نوح را بيادآور كه از پيش ندا در داد پس براى او اجابت كرديم و او و اهلش را
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 23
مساهمون: كمال نژاد
ص٢٣